تبليغاتX
چاووشی دانلودicon
در انتظار طلوع خورشید ، انتظار ظهور - ائمه اطهار(علیه السلام)
مسابقه پیامکی انتظار ظهور
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
آمار و امکانات وبلاگ




Google Pagerank Checker Tool
حکايت
دانلود
طراح قالب
http://www.Hidro.blogfa.com
طراح قالب : مهدي سلطاني
http://www.roozebidari.ir
ويرايش قالب : احسان

RSS
درباره وبلاگ
امام حسین(ع): درباره ی مهدی ما زیاد سخن بگویید و بنویسید، مهدی ما مظلوم است، بیش از آنچه نوشته و گفته شده باید درباره اش نوشت و سخن گفت...

ایمیل: roozebidari@gmail.com

آی دی: roozebidari




براي Add کردن کليک کنيد


مطالب پيشنهادي

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"



مسابقه پیامکی انتظار




اخبار سایت در انتظار طلوع خورشید

قرعه کشی مسابقه پیامکی انتظار - مسابقه شماره سه انجام شدمشاهده خبر

مسابقه پیامکی انتظار - مسابقه شماره چهار آغاز شدمشاهده خبر



امام مهدی (عج) فرمودند: هر كه خواسته اى و حاجتى از پيشگاه خداوند متعال دارد بعد از نيمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نياز با خداوند، در جايگاه نمازش قرار گيرد.


شادمانى ملائكه از قضاوت حضرت زهرا (س)
امام حسن عسكرى علیه السلام حكایت فرمود:
 روزى دو نفر زن همسایه ، كه یكى از آن دو نفر از دوستان و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دیگرى از مخالفین و از دشمنان ایشان بود، بر سر مسئله اى از مسائل دین با یكدیگر اختلاف و نزاع پیدا كردند؛ و چون به توافق نرسیدند، جهت رفع اختلاف و روشن شدن حقیقت نزد فاطمه زهراء سلام اللّه علیها شرف حضور یافتند.
حضرت زهرا سلام اللّه علیها پس از توجّه به سخنان دو طرف و شنیدن استدلال هر دو نفر، حقّ را با زن شیعه دانست و استدلال و محاجّه او را تشریح نمود، و او چون بر رقیب مخالف خود تسلّط یافت ، شادمان و خوشحال گردید. و امّا زن مخالف چون دلیلى بر حقّانیت خود نداشت تسلیم شد و ساكت ماند.
پس از آن ، حضرت زهرا سلام اللّه علیها خطاب به زن شیعه كرد و فرمود: همانا ملائكه به جهت پیروزى و شادمانى تو، شادمان گردیدند و شیطان بسیار غمگین و محزون گشت .
امام حسن عسكرى علیه السلام در ادامه فرمایش خود افزود: در این هنگام ، خداوند متعال به ملائكه خطاب نمود و فرمود: اى ملائكه ! اكنون چون فاطمه زهرا، گشایشى براى این زن با ایمان به وجود آورد و او را شادمان و مسرور نمود؛ پس درجات او را در بهشت چندین برابر افزایش دهید. و به بركت این روز، هر كس كه براى بنده ضعیفى از بندگان من گشایشى ایجاد كند، ترفیع درجات عالیه، در بهشت برایش ثبت و محسوب كنید.
 
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
از : احتجاج طبرسى ، ج 1، ص 18، و : تفسیر امام عسكرى علیه السلام، ص 346.




برچسب‌ها: قضاوت, قضاوت حضرت زهرا, قضاوت حضرت فاطمه, خوشحالي فرشتگان, خوشحالي فرشتگان از قضاوت حضرت فاطمه, ثواب ياري مومن, ثواب گشايش در كار ديگران
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


روفائیل؛ فرشته حضرت زهرا(س)

حضرت جواد الائمّه، امام محمّد تقى صلوات اللّه علیه حكایت فرماید: روزى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله توسّط سلمان فارسى رضوان اللّه تعالى علیه پیامى براى حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها فرستاد.

سلمان گوید: همین كه جلوى در منزل آن مخدّره رسیدم، ایستادم و سلام كردم؛ سپس متوجّه شدم كه حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها مشغول قرائت قرآن است و آهسته آیات قرآن را بر لب زمزمه مى نماید.

و دیدم كه سنگ آسیاب بدون آن كه دست حضرت روى آن باشد، در حال چرخش و دور زدن است و كسى را نزد حضرتش نیافتم .

برگشتم نزد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و عرضه داشتم : یا رسول اللّه ! جریان مهمّ و عظیمى را مشاهده كردم !!

حضرت فرمود: آنچه را دیدى بیان كن؟

گفتم : همین كه جلوى در منزل دخترت ، فاطمه سلام اللّه علیها رسیدم و سلام كردم ، متوجّه شدم كه وى آهسته قرآن مى خواند و سنگ آسیاب مى چرخید و كسى را هم نزد او نیافتم .

پس حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى سلمان ! خداوند قلب دخترم ، فاطمه را سرشار از ایمان نموده است، او تمام وجودش ایمان و یقین مى باشد و غرق در طاعت و عبادت پروردگار گشته بود.

لذا خداوند متعال فرشته اى را به نام روفائیل رحمت فرستاده است تا وى را كمك نماید.

و همان فرشته بوده است كه سنگ آسیاب را براى دخترم فاطمه ، مى چرخانیده است .

و سپس افزود: بدان كه خداوند مهربان تمام امور دنیا و آخرت فاطمه را كفایت خواهد نمود.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

الثّاقب فى المناقب : ص 290 ، ح 248.





برچسب‌ها: فرشته حضرت زهرا, روفائيل, ياري به حضرت زهرا, عبادت حضرت زهرا, چرخيدن چرخ آسياب
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


فاطمه(س) از نگاه علی(ع)

بهترین طریق شناخت یک زن تعریف و توصیف شوهرش می‌باشد. زیرا شوهر از افراد دیگر، حتی از پدر و مادر، همسرش را بهتر می‌شناسد و بر خفایای افکار و رفتار و عادت‌های خوب یا بد او آشناتر است. بنابراین حضرت علی علیه السلام همسرش زهرا علیهاالسلام را کاملاً می‌شناسد و بهتر از دیگران می‌تواند تعریف و توصیف نماید.

امیرالمؤمنین سخنان فراوانی درباره زهرا دارد لیکن در اینجا به دو کلام اکتفا می‌شود:

کلام اول را بامداد اولین روز عروسی در جواب سؤال پیامبر اکرم فرمود. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله صبح اولین روز عروسی وارد حجله شد، از داماد پرسید: کیف وجدت اهلک؟ فقال: نعم العون علی طاعة اللَّه [بحار ج 43 ص 117.]

یعنی رسول خدا از حضرت علی(علیه‌السلام)  پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ او در جواب عرض کرد: او بهترین یاور است بر اطاعت خدا.


بقيه در ادامه مطلب...





برچسب‌ها: حضرت زهرا, ويژگي هاي حضرت زهرا, حضرت زهرا از نگاه حضرت علي, سخنان حضرت علي درباره همسرش, سخنان حضرت علي درباره حضرت فاطمه, فضائل حضرت زهرا
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


نماز حضرت زهرا(س)

و از جمله نمازها نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام است. روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت نماز مى‏كرد كه جبرئيل تعليم او كرده بود در ركعت اول بعد از سوره‏ى حمد صد مرتبه سوره‏ى قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره‏ى توحيد مى‏خواند و چون سلام مى‏گفت اين دعا را مى‏خواند: سبحان ذى العز الشامخ المنيف، سبحان ذى الجلال الباذخ العظيم، سبحان ذى الملك الفاخر القديم، سبحان من لبس البهجة والجمال، سبحان من تردى بالنور والوقار، سبحان من يرى اثر النمل فى الصفا، سبحان من يرى وقع الطير فى الهواء، سبحان من هو هكذا لا هكذا غيره. و سيد گفته است كه روايت ديگر وارده شده است كه بعد از اين نماز تسبيح مشهور حضرت فاطمه عليهاالسلام را كه بعد از هر نماز خوانده مى‏شود بخواند و بعد از آن صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. و شيخ در مصباح المتهجدين فرموده نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت است در ركعت اول حمد و صد مرتبه قدر در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و چون سلام داد تسبيح زهرا عليهاالسلام بخواند پس بگويد سبحان ذى العز الشامخ تا آخر تسبيح كه ذكر شد. پس فرمود سزاوار است كسى كه اين نماز را بجا مى‏آورد چون از تسبيح فارغ شود زانوها و ذراعها را برهنه نمايد و بچسباند همه‏ى مواضع خود را بر زمين بدون حاجز و حائلى و حاجت بخواهد و دعا كند آنچه مى‏خواهد و بگويد در همان حال سجده: يا من ليس غيره رب يدعى، يا من ليس فوقه اله يخشى، يا من ليس دونه ملك يتقى، يا من ليس له وزير يؤتى، يا من ليس له حاجب يرشى، يا من ليس له بواب يغشى، يا من لا يزداد على كثرة السؤال الا كرما و جودا، و على كثرة الذنوب الا عفوا و صفحا، صل على محمد و ال محمد، وافعل بى كذا و كذا. و به جاى اين كلمه حاجات خود را از خدا بخواهد. نماز ديگر از حضرت فاطمه عليهاالسلام شيخ و سيد روايت كرده‏اند از صفوان كه محمد بن على حلبى روز جمعه خدمت حضرت صادق عليه‏السلام شرفياب شد و سؤال كرد كه مى‏خواهم مرا عملى تعليم فرمائى كه بهترين اعمال باشد در اين روز، حضرت فرمود: كه من نمى‏دانم كسى را كه بزرگتر باشد نزد رسول خدا (ص) از حضرت فاطمه (س) و نمى‏دانم چيزى را افضل از آنچه تعليم كرد پيغمبر (ص) فاطمه را فرمود: كه هر كه صبح كند در روز جمعه پس غسل كند و قدمها را بگستراند و چها ركعت نماز كند بدو سلام بخواند در ركعت اول بعد از حمد توحيد پنجاه مرتبه و ركعت دوم بعد از حمد والعاديات پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصراللَّه» پنجاه مرتبه و اين سوره‏ى نصر است و آخر سوره‏ايست كه نازل شده و چون از نماز فارغ شود اين دعا بخواند:
الهى و سيدى من تهيا او تعبى او اعد او اعد او استعد، لوفادة مخلوق رجاء رفده، و فوائده و نائله، و فواضله و جوائزه، فاليك يا الهى كانت تهيئتى و تعبيتى، و اعدادى و استعدادى، رجاء فوائدك و معروفك، و نائلك و جوائزك، فلا تخيبنى من ذلك، يا من لا تخيب عليه مسئلة السائل، و لا تنقصه عطية نائل، فانى لم اتك بعمل صالح قدمته، و لا شفاعة مخلوق رجوته، اتقرب اليك بشفاعته، الا محمدا و اهل بيته صلواتك عليه و عليهم، اتيتك ارجو عظيم عفوك، الذى عدت به على الخطائين عند عكوفهم على المحارم، فلم يمنعك طول عكوفهم على المحارم ان جدت عليهم بالمغفرة، و انت سيدى العواد بالنعماء، و انا العواد بالخطاء، اسئلك بحق محمد و اله الطاهرين، ان تغفر لى ذنبى العظيم، فانه لا يغفر العظيم الا العظيم، يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم. مؤلف گويد: كه سيد بن طاووس در جمال الاسبوع از براى هر يك از ائمه عليهم‏السلام نمازى با دعا ذكر نموده شايسته است در اينجا ذكر شود.
فرموده: نماز امام حسن عليه‏السلام در روز جمعه و آن چهار ركعت است مثل نماز اميرالمؤمنين عليه‏السلام. نماز ديگر از آن حضرت در روز جمعه و آن نيز چهار ركعت است در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل هو اللَّه احمد بيست و پنج مرتبه.



برچسب‌ها: نماز حضرت زهرا, نماز حضرت فاطمه, نماز حضرت فاطمه زهرا, نماز, نماز مستحبی, نماز هدیه به حضرت زهرا
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


بهترين موقع دعا از ديدگاه حضرت زهرا(س)

بهترين موقع دعا از ديدگاه حضرت زهرا(س)
يكى از مهمترين و لازمترين امور زندگى يك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طريق دعا و نيايش است در زندگى اولياء خدا دعا جايگاه اساسى و ويژه دارد و بخش مهمى از بهترين اوقات آنها اختصاص به دعا و نيايش دارد.
در قسمت دعا، انبوهى از دعاهايى كه از ناحيه مقدس حضرت زهرا عليهاالسلام رسيده فهرست‏وار نقل كرديم. اما يكى از مسائل ديگر در مورد دعا رعايت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولياء خدا مترصد اوقات بودند و بهترين زمانها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اينجا به روايتى مى‏پردازيم كه يكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا عليهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.
قالت فاطمه الزهرا عليهاالسلام:
سمعت النبى صلى اللَّه عليه و آله، ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال اللَّه عز و جل فيها خيرا الا اعطاه اياه قالت فقلت: يا رسول‏اللَّه اى ساعة هى؟ قال اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب قال و كانت فاطمة عليهاالسلام تقول لغلامها: اصعد على الضراب فاذا رايت نصف عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو. (1)
(فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمايد: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم، در روز جمعه ساعتى است كه هيچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خيرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آنكه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه عليهاالسلام مى‏گويد عرض كردم يا رسول‏اللَّه آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشيد در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون ديدى نصف قرص خورشيد در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.)


1ـ كوثر ولايت/ ح 88/ ص 51





برچسب‌ها: بهترین موقع دعا, وقت دعا, زمان دعا کردن, بهترین وقت دعا, وقت دعا کردن, بهترین وقت برای دعا کردن, بهترین موقع برای دعا
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


بى تابى امام حسن (ع) در سوگ مادر

بى تابى امام حسن (ع) در سوگ مادر
روز اينجانب خدمت استاد حسن زاده آملى رسيدم ، ايشان براى لحظه اى جريان غصب فدك از حضرت زهرا (س) را به خاطر آورده و آهى كشيدند، سپس فرمودند: نكته اى كه مى گويم مبالغه نيست و جريانى كه در كوفه اتفاق افتاد حقيقت دارد.
ايشان در ادامه فرمايشاتشان واقعه و جريان برخورد حضرت زهرا (س) با عمر را در كوچه بيان كرده و فرمودند، بماند كه در كوچه چه گذشت ، اما زمانى كه فاطمه زهرا رحلت فرمودند، امام حسن بيشتر از امام حسين عليه السلام و زينب (س) جزع و فزع مى كردند، عده اى خدمت امام رسيدند و گفتند:  آقا برخيزيد و اين همه گريه و بى تابى نكنيد، شما فرزند بزرگ هستيد و اين گريه شديد شما باعث بى تابى بيشتر امام حسين عليه السلام و زينب كه كوچكتر از شما هستند مى شود.
امام حسن (ع) فرمودند:  اگر برادرش حسين نيز مانند من مى دانست كه در كوچه چه گذشت و آن صحنه دلخراش و جگر سوز را مى ديد، او هم مانند من بلكه بيشتر بى تابى مى كرد. چگونه براى مادرم نگريم در حالى كه او چنان سيلى محكمى به صورت مادرم نواخت كه بر زمين افتاد سپس ‍ برخاسته و با هم به خانه آمديم.





برچسب‌ها: سیلی خوردن حضرت زهرا, بی تابی امام حسن, بی تابی امام حسن در سوگ مادر, دیدن سیلی خوردن مادر
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


دستور ساخت تابوت براي حضرت زهرا(س)


اين مطلب رو چند وقت پيش خوندم....تصميم گرفتم توي چنين روزهايي توي وب قرار بدم....

واقعا چه بر سر بانوان ما آمده كه اينگونه به دنبال پوششي هستند كه بهتر بدنشان در معرض ديد قرار گيرد.


دستور ساختن تابوت

روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند مى‏دانم آنچه را كه با آن جنازه‏ى زنان را حمل مى‏كنند كه پارچه‏اى روى جنازه‏ى آنها مى‏اندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص مى‏دهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شده‏ام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمى‏سازى كه مرا بپوشاند.

اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مى‏خواهى مثل آن را بسازم.

فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.

اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخه‏ى خرما طلبيد و آن را بر پايه‏هاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچه‏اى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.

فاطمه (س) آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.

و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا (س) آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود: اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد مى‏شود!




برچسب‌ها: تابوت حضرت زهرا, داستان ساختن تابوت براي حضرت زهرا, ساختن تابوت به دستور حضرت زهرا, تابوت براي حضرت زهرا
موضوع مطلب : راه زندگی
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


پانزده بلا اثر سستى در نماز

از پدرم رسول خدا(ص)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارى مى كنند، پرسيدم.
آن حضرت فرمودند :
هر زن و مردى كه در امر نماز ، سستى و سهل انگارى داشته باشد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى گرداند :
1ـ خداوند ، بركت را از عمرش مى گيرد.
2ـ خداوند ، بركت را از رزق و روزى اش مى گيرد.
3ـ خداوند ، سيماى صالحين را از چهره اش محو مى كند.
4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند.
5ـ دعايش مستجاب نخواهد شد.
6ـ برايش بهره اى از دعاى صالحين نخواهد بود.
7ـ ذليل خواهد مُرد.
8ـ گرسنه جان خواهد داد.
9ـ تشنه كام خواهد مرد ، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنيا آبش دهند ، تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
10ـ خداوند ، فرشته اى را برمى گزيند تا او را در قبرش ناآرام سازد.
11ـ قبرش را تنگ گرداند.
12ـ قبرش تاريك باشد.
13ـ خداوند فرشته اى را برمى گزيند تا او را به صورتش به زمين كشد ، در حالى كه خلايق به او بنگرند.
14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گيرد.
15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكيزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.




برچسب‌ها: سستي در نماز, اثرات ستي در نماز, سبك شماردن نماز, اثرات سبك شماردن نماز, پانزده بلا سبك شمردن نماز
موضوع مطلب : راه زندگی
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 توسط احسان | لينک ثابت |


خاطره‌ای از امام صادق (علیه السلام)
امام درخاطره ای از زمان تبعید امام موسی کاظم (علیه السلام) به شام به دستور هشام می‌فرمایند : 

یک روز همراه پدرم از خانه هشام بیرون آمدیم. به میدان شهر رسیدیم و دیدیم جمعیت بسیاری گردآمده اند. پدرم پرسید: این‌ها کیستند؟

گفتند: کشیش‌های مسیحی هستند که هرسال درچنین روزی اینجا اجتماع می‌کنند وبا هم به زیارت راهب بزرگ که معبد اوبالایاین کوه قرار دارد، می‌روند و سوالات خود را می‌پرسند.

پدرم سرخود را با پارچه‌ای پوشاند تا کسی او را نشناسد و نزد آن‌ها رفت. راهب چنان پیر بود که ابروان سفیدش به روی چشمانش افتاده بود. با حریری زرد ابروان خود را به پیشانی بست و چشمانش را مانند مار افعی به حرکت در آورد.

هشام جاسوسی فرستاده بود تا جریان ملاقات پدرم ...


بقیه در ادامه مطلب ... 





نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس آموزنده ارزشمند از امام موسی کاظم(ع)


1 شخصى به نام مرازم گويد:

روزى جهت زيارت و ملاقات امام موسى كاظم عليه السلام به سوى مدينه طيّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در اين ميان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذيرفت كه با من ازدواج نمايد.
سپس به دنبال كار خويش رفتم ؛ و چون شب فرا رسيد به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سريع دست خود را بر سينه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.
فرداى آن شب ، چون بر مولايم امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شيعه و دوست ما نيست .

2 در روايات آمده است بر اين كه شخصى به نام اميّة بن علىّ قيسى به همراه دوستش حمّاد بن عيسى بر حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليه السلام وارد شد تا براى مسافرت ، از حضرتش خداحافظى نمايند.
اميّه گويد: همين كه به محضر مبارك آن حضرت رسيديم ، بدون آن كه سخنى گفته باشيم ، امام عليه السلام فرمود: مسافرت خود را به تاءخير بيندازيد و فردا حركت كنيد.
وقتى از منزل آن حضرت بيرون آمديم ، حمّاد گفت : من حتما همين امروز مى روم ؛ ولى من گفتم : چون حضرت فرموده است كه نرويد، من مخالفت دستور امام خود را نمى كنم .
سپس حمّاد حركت كرد و رفت و چون از شهر مدينه خارج گرديد، باران شديدى باريد و سيلاب عظيمى به راه افتاد و حمّاد در سيلاب غرق شد و مُرد؛ و در همان محلّ به نام سيّاله دفن گرديد.

3 روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السلام ، يكى از خادمان خود را به بازار فرستاد تا برايش تخم مرغ خريدارى نمايد.
غلام بعد از خريد، با يكى دو عدد از آن تخم مرغ ها با بعضى از افراد قماربازى كرد؛ و سپس آن ها را براى حضرت آورد.
بعد از آن كه تخم مرغ ها پخته شد و امام عليه السلام مقدارى از آن ها را تناول نمود، يكى از غلامان گفت : با بعضى از آن ها قماربازى و برد و باخت شده است .
حضرت با شنيدن اين سخن ، فوراً طشتى را درخواست نمود و آنچه خورده بود، در آن استفراغ كرد.

4 روزى هارون الرّشيد طبقى از سرگين الاغ تهيّه كرد و سرپوشى بر آن نهاد؛ و آن را توسّط يكى از افراد مورد اطمينان خود براى حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم عليهما السلام فرستاد با اين گمان كه حضرت را مورد تحقير و توهين قرار دهد.
هنگامى كه آن شخص طبق را نزد حضرت آورد و سرپوش را برداشت ، ديد خرماهاى تازه و گوارائى در آن قرار دارد.
پس ، حضرت تعدادى از آن رطب ها را تناول نمود و سپس چند دانه به كسى كه طبق را آورده بود، داد و او نيز آن ها را خورد، بعد از آن باقى مانده آن ها را براى هارون فرستاد.
وقتى ماءمور، طبق را نزد هارون آورد و جريان را تعريف كرد، هارون يكى از آن خرماها را برداشت و چون در دهان خود نهاد، تبديل به سرگين الاغ گشت .

5 يونس بن عبدالرّحمان - كه يكى از ياران صديق و از وكلاى امام صادق ، امام كاظم و امام رضا عليهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فيض حضرت ابوالحسن ، امام موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شد.
امام عليه السلام پس از مذاكراتى ، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى يونس ! با مردم مدارا كن ؛ و هركسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت كن .
يونس اظهار داشت : اى مولايم ! مردم مرا به عنوان بى دين و زنديق خطاب مى كنند.
امام عليه السلام فرمود: گفتار مردم نبايد در روحيّه و افكار تو تاءثير بگذارد، چنانچه در دستان تو جواهرات باشد و مردم بگويند كه سنگ ريزه است ؛ و يا آن كه در دست هايت سنگ ريزه باشد و بگويند كه جواهرات در دست دارد، اين گفتار هيچ گونه سود و يا زيانى براى تو نخواهد داشت .




نوشته شده در جمعه نهم دی 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


شجاعت و استقامت امام کاظم علیه السلام

شجاعت و استقامت امام کاظم علیه السلام

اقیانوس بی کران علم و دانش پیشوایان معصوم برای غواصان در آن، ناشناخته نیست . در اینجا برای معرفی اجمالی توان علمی هفتمین امام به چند شاهد تاریخی اشاره می کنیم:

حمیده مادر گرامی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام پس از آن که رفتار غیر عادی نوزادش به هنگام تولد را برای همسر عزیز خود امام صادق علیه السلام بیان نمود، آن حضرت در تایید گفتار وی فرمود: «آری این نشانه هر پیامبر و وصی پیامبری است که به هنگام ولادت سر به سوی آسمان بلند و به گونه ای که دیگران از شنیدن آن ناتوانند، بر یگانگی پروردگار جهان شهادت دهد; آن گاه خداوند منان همه دانش را یک جا به او عطا کند و او را سزاوار دیدار فرشته «روح» که اعظم از جبرئیل است گرداند. 1

از محمّد بن نعمان معروف به ابو حنیفه، پیشوای حنفیان، نقل شده است که گفت: در سفر زیارت بیت الله الحرام به قصد ملاقات و دیدار با امام صادق علیه السلام به مدینه آمدم . هنگامی که بر در خانه آن حضرت رفته و در بیرون منزل به انتظار اجازه ورود نشسته بودم، کودکی از خانه امام صادق علیه السلام بیرون آمد از او پرسیدم: فردی غریب که در شهر شما آید، کجا قضای حاجت کند؟ ....

بقیه در ادامه مطلب....




نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


ظهور نور هدايت بين مكّه و مدينه


محدّثين و مورّخين و از آن جمله ابوبصير حكايت كند:
امام جعفر صادق عليه السلام به همراه خانواده و بعضى از اصحاب كه من نيز همراه ايشان بودم ، اعمال حجّ را انجام داديم و سپس به سوى مدينه منوّره بازگشت نموديم .
در بين راه ، به محلّى رسيديم كه (اءبواء) نام داشت ، حضرت دستور فرمود تا قافله پياده شوند و استراحت نمايند.
خانواده حضرت نيز با فاصله كمى از اصحاب ، فرود آمد و همان جا منزل گرفت ، پس از گذشت لحظاتى كه استراحت كرديم و غذا خورديم ، شخصى نزد امام صادق عليه السلام آمد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! همسرتان ، حميده پيام داد كه هر چه زودتر نزد او برويد؛ زيرا حالتى فوق العادّه برايش ‍ عارض گرديده است - يعنى ؛ در حال زايمان نوزاد مى باشد -.
امام عليه السلام با شنيدن اين خبر، سريع حركت نموده و به سمت همسرش رفت ؛ و پس از گذشت مدّتى كوتاه مراجعت نمود و تمام افرادى كه حضور داشتند، به احترام آن حضرت از جاى خود برخاستند و گفتند:
ياابن رسول اللّه ! خداوند، شما را به خير و سعادت بشارت دهد، چه خبر است و حميده در چه حالتى به سر مى برد؟
حضرت فرمود: خداوند متعال ، حميده را به سلامت نگه داشت ، و به من ، نوزاد مباركى را عطا نمود كه در روى زمين بهتر از او نيست .
و سپس افزود: حميده جريانى را براى من تعريف كرد و فكر مى كرد كه من آن را نمى دانم .
اصحاب گفتند: آن جريان چه بود؟!
حضرت فرمود: حميده اظهار داشت : همين كه نوزاد عزيز به دنيا آمد، دست هاى خود را بر زمين نهاد و سر به سمت آسمان بلند كرد و تسبيح و تحميد و تهليل خداوند جلّ و علا را به جاى آورد؛ و سپس بر رسول خدا صلوات و تحيّت فرستاد.
حضرت در ادامه فرمايشات خود افزود: من به حميده گفتم : اين حركات ، مخصوص پيامبر خدا و اميرالمؤمنين و ديگر ائمّه اطهار مى باشد، كه هنگام ولادت دست خود را بر زمين قرار داده و سر به سمت آسمان بلند نموده و مشغول تسبيح و تحميد و تهليل خداوند متعال مى گردند.
و نيز بر پيغمبر خدا صلوات و درود مى فرستند؛ و سپس با اقرار و اعتراف مى گويند: بر يگانگى خداوند شهادت مى دهم ؛ و اين كه خدائى جز او وجود ندارد.
و همين كه چنين حركات و جملاتى از ايشان صادر گرديد، خداوند رحمان علوم اوّلين و آخرين را بر آن ها مقرّر مى گرداند؛ و نيز ملك روح الا مين در شب هاى قدر به زيارت آن امام خواهد آمد.
سپس ابوبصير در پايان خبر فرخنده ميلاد حضرت موسى ابن جعفر عليه السلام گويد: ولادت آن حضرت در سال 128 هجرى قمرى واقع گرديد.
و چون كاروان حضرت به مدينه رسيد، امام صادق عليه السلام به مدّت سه روز سفره انداخت و تمام افراد، بر سفره وليمه امام موسى كاظم عليه السلام مى نشستند و غذا مى خوردند




نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


برآورده شدن حوائج شیعیان توسط امام کاظم (علیه السلام)

برآورده شدن حوائج شیعیان توسط امام کاظم (علیه السلام)

همواره امامان شیعه خود را موظف به رعایت حقوق پیروانشان می دانستند و این امر جزء سیره آن بزرگواران بوده است . ایشان تمام تلاششان را می کردند تا از طرف دشمنان آسیبی به آنان نرسد. از جمله سیره امام موسی کاظم علیه السلام در این زمینه است. حضرت با تمام توان در پی حقوق شیعیان بود و اینکه مبادا دستگاه جور به خاطر منسوب بودن افرادی به ایشان را آزار و اذیت کنند و احیاناً جانشان به خطر بیفتد. حضرت حاضر بود خود در خطر باشد اما پیروانش آسوده خاطر بسر برند. در این مختصر به نمونه هایی از امدادهای حضرت به دوستانشان اشاره می شود:

بقیه در ادامه مطلب...


 




نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


سخاوت امام موسی کاظم(ع)

سخاوت امام موسی کاظم(ع)

امام کاظم علیه السلام بخشنده ترین مردم زمان خویش بود. در منابع شیعه و اهل سنت آمده است که هر گاه از کسی بدی و ناخوشایندی به آن حضرت می رسید، با ارسال هدایایی پاسخ می داد 1، و این اوج بخشندگی و سخاوت است . مبلغ اعطایی آن حضرت به اندازه ای بود که نیازمند را بی نیاز می کرد .

امام علیه السلام به دنیا به چشم هدف نمى‏نگریست و اگر مالى فراهم مى‏آورد دوست مى‏داشت ‏با آن خدمتى بكند و روح پریشان افسرده‏اى را آرامش بخشد و گرسنه‏اى را سیر كند و برهنه‏اى را بپوشاند، اعتماد به اینکه خداوند روزی ده و نیرومند است، به مؤمن غنایی می بخشد که از فقر و تنگدستی نمی هراسد. امام موسی بن جعفر علیه السلام با وجود سختی شرایط و اوضاعی که در آن می زیسته است، در جود و کرم شهره آفاق بوده است:

محمد بن عبد الله بكرى مى‏گوید: از جهت مالى سخت درمانده شده بودم و براى آنكه پولى قرض كنم وارد مدینه شدم، اما هر چه این در و آن در زدم نتیجه نگرفتم و بسیار خسته شدم. با خود گفتم خدمت‏ حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر-درود خدا بر او-بروم و از روزگار خویش نزد آن بزرگ شكایت كنم.

پرسان پرسان ایشان را در مزرعه‏ اى در یكى از روستاهاى‏اطراف مدینه سرگرم كار یافتم. امام براى پذیرایى از من نزدم آمدند و با من غذا میل فرمودند، پس از صرف غذا پرسیدند،با من كارى داشتى؟ ماجرا را برایشان عرض كردم، امام برخاستند و به اطاقى در كنار مزرعه رفتند و باز گشتند و با خود سیصد دینار طلا (سكه) آوردند و به من دادند و من از همان جا به دیار خود باز گشتم.2




نوشته شده در شنبه سوم دی 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


خصلت های امام سجاد (ع)


خصلت های امام سجاد (ع)

عبادت امام سجاد (علیه السلام)

دربارة امیرالمؤمنین گفته شده است كه روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می كرد. حضرت سجّاد نیز چنین بود چه بسیار باغها و قنوات كه به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدة او به حدی بود كه به زین العابدین و سجّاد ملقّب شد.

از رسول اكرم روایت شده كه روز قیامت خطاب می شود: «كجا است زین العابدین؟» و می بینم كه فرزندم علی بن الحسین جواب می دهد و می آید. از امام باقر روایت شده كه: «پدرم را می دیدم كه از كثرت عبادت پاهای او ورم كرده، و صورت او زرد، و گونه های او مجروح، و محل سجدة او پینه بسته بود.»

 
بقیه در ادامه مطلب...




نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


دانلود فایل صوتی کرامات امام رضا(ع) - بچه دار شدن زن مسیحی
 قصد کردم مجموعه از کرامات امام رضا(ع) را به صورت صوتی در وب قرار دهم. هر حکایت از زبان یکی از مداحان اهل بیت بازگو شده است. امروز فایل صوتی داستان بچه دار شدن زن مسیحی را قرار می دهم.

پیشنهاد می کنم دانلود کنید


برای دانلود به ادامه مطلب بروید




نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


شهادت و وصیت امام على علیه السلام
شهادت و وصیت امام على علیه السلام

علامه طبرسى گوید:
على علیه‏السلام شصت و سه سال زندگانى كرد، ده سال پیش از بعثت، و در سن ده سالگى اسلام آورد. و پس از بعثت‏بیست و سه سال با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم زندگانى كرد، سیزده سال در مكه پیش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگین‏ترین بارهاى رسالت آن حضرت را به دوش كشید، و ده سال پس از هجرت در مدینه در دفاع از حضرتش با مشركان جنگید و با جان خود او را از شر دشمنان دین نگاه داشت، تا آنكه خداى متعال پیامبر خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على علیه‏السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بیست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولایت غصب كردند و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در این دوران با تقیه و مدارا مى‏زیست، و پنج‏سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در این سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناكثین و قاسطین و مارقین (اصحاب جمل و صفین و نهروان) بود چنانكه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سیزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پیاده كردن احكام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى‏توانست‏با كافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع كند، سپس هجرت كرد و ده سال پس از هجرت با مشركان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد...

آن حضرت در شب بیست‏یكم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى با شمشیر به شهادت رسید. عبدالرحمن بن ملجم مرادى شقى‏ترین امت آخر زمان - لعنة الله علیه - در مسجد كوفه او را ضربت زد .

بقیه در ادامه مطلب...




نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


بـه سیـدالشهدا بـا ادب سلام کنید - شعر

بـه سیـدالشهدا بـا ادب سلام کنید

جهـانیـان شنـوید ایـن نـدا مبارک باد

طلـوع نـور سـراج الهـدا مبـارک باد

به ملک خون شرف مقتدا مبارک باد

خـدای عــزّوجــلّ را فدا مبـارک باد

بهــار رحمــت بــی ابتـدا مبـارک باد

شـب ولادت خــون خـدا مبارک باد

 

پیمبران شب عید است، احترام کنید

حسین آمـده از جای خود قیام کنید

 

شبی‌خوش است به شادی سحرکنید امشب

فرشتـگان خـدا را خبـر کنید امشب

بــر آفــتـــاب ولایـــت نــظــــر کــنــیـد امشب

لباس نور سراسر به بر کنید امشب

بــه شهــــر آل مـــحــمــّد سفـر کنید امشب

ز کوچه‌های مدینه گذر کنید امشب

 

به بیت وحی ز هر جانب احترام کنید

بـه سیـدالشهدا بـا ادب سلام کنید

 

خـجــســتــه آیـنــه کـبــریــاست این مولود

تـمـــام آرزوی انــبــیـــاســــت این مولود

سـلـــالـــه علــیِ مــرتضــاسـت این مولود

به زخم سینه قـرآن، شفاست این مولود

مقام و زمزم و سعی و صفاست این مولود

بــر او سـلام که خون خداست این مولود

 

خـدا در آینه حسن او خدا را دید

جمال احمد و زهرا و مرتضا را دید

 

ســلــام خـالــق منّـان بــه جان و پیکر او

به اشک شوق نبی شسته گشته منظر او

چه چشم‌ها که بوَد چشمه‌هـای کوثر او

پیــمــبــــران خـدا تشنـــــه‌کـــام ساغـر او

چــراغ عــالــمــیــــان عـــارض منـــوّر او

بـه بـوسه‌هـــای نبــی غرق، پای تا سر او

 

ز بس قداست توحید و روح قرآن داشت

نبی به پیکـر او دست بی وضو نگذاشت

 

کـتـــاب مــحـــکـــم پــــروردگـار، محکـم از اوست

قــســم بــه خــالـــق عـالم، تمام عالـم از اوست

جـلالــت و شـــرف و قــــدْر و جــــاه آدم از اوست

جهـان از اوست، نه تنها جهان، جنان هم از اوست

به جـز خـدایی حـق، هستِ حق مسلّم از اوست

 

مگر نه اینکه خداوندگار حی ودود

وجود را به طفیل حسین داد وجود

 

الا به جان و تنت از خـدا سلام! حسین

هماره درس تو بر نسل‌ها قیـام حسین

تـو داده‌ای تو، به آزادگی قــوام حسین

خــدا گـرفتـه ز نـام تـو احـتـرام حسین

عبادتِ همه بی‌مهر تـو، حـرام حسین

 

قسم به دین خدا دین تویی امام حسین

قسم به کعبه که تو کعبه دل همه‌ای

 

کــه هــم عــزیــز خدا، هـم عزیـز فاطمه‌ای

لـوای تو بــه روی شانــه‌ها، لــوای خداست

صـدای تـو بــه سرنیـزه‌هـا، صدای خداست

دلی که ظرف ولای تو گشت، جای خداست

روی مـنـیــر تـــو رویِ خـدانـــمای خـداست

ثـنـــای تــو ز ازل ذکـر انـبـیــــــای خـداست

بــریده دسـت تـو دستِ گره‌گشای خداست

 

همـاره نـام تو تا حشر سیدالشهداست

به خون پاک تو سوگند، خونبهات خداست

 

فــرشتـگــان سمــاوات خــاکسار توأند

پـیـمبــران هـمــگــی زائــر مــزار توأند

تو خود بهشت و شهیدان گلِ مزار توأند

خوش آن گروه که پیوسته بی‌قـرار توأند

اگـر چـه خانـه بـه دوشند، در جوار توأند

نگـارهـا همـه در مـوج خـون، نـگار توأند

 

ز قطره قطره خـونت مسیح می‌جوشد

ز کام خشک تو دین، آب زندگی نوشد

 

زمـیـنـیــان سمــایــی ز دام تـــن رستند

جـدا ز سلسلــه‌ات نـیستنــد تـا هستند

به غرفه‌های ضریح تـو دسـت دل بستند

در آن زمـان کــه نــبـودند، بــا تو پیوستند

بــه خـاک کـــوی تـو آیینـه درون شستند

جبین خویش به سنگ غم تو بشکستند

 

به هـر نفس دلشان بزم یادواره توست

کتاب محکمشان جسم پاره‌پاره توست

 

هــــزار یــوســـف مــصــــری اسیـر بازارت

خـــداست مـشتـــری لالـــه‌هـــای ایثـارت

لـــــوای ســـرخ خــــدا در کــــف علمدارت

نـدیـــده، خـلـق دو عــالــم شده خـریدارت

ز چشم ماست روان اشک چشم خونبارت

گُــلِ بــهشـت دل مــاسـت، شعلــه نـارت

 

سلام گرم خدا بر گلوی عطشانت

هزار مرتبه جان جهان به قربانت

 

هــنـوز سینـه مـا داغـدار توست حسین

هنوز فصل خزان هم بهار توست حسین

هنــوز دیـــده مـا اشکبـار توست حسین

هنــوز جـان جهان بی‌قرار توست حسین

هنــوز در نفس مـا شـرار توست حسین

هنــوز عـزّت مـا در جــوار توست حسین

 

هنوز شیعه ز خون تو چهره می‌شوید

هنوز بهـر تو «میثم» قصیده می‌گوید

 

"غلامرضا سازگار"

گروه دین و اندیشه تبیان

 




نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


نور جمال حسین
نور جمال حسین

ای اتصال نوری ما تا خدا حسین

بی تو نبود خلقت ما كیمیا حسین

ای نور تو امانت اصلاب شامخه

گشتی شهود خلق و عیان شد خدا حسین

دنیا و آخرت به جمالت جلا گرفت

عالم حجاب محض و تو بدر الدجا حسین

روشن‌تر از درخشش خورشید مشرقین

در جان ماست نور جمال شما حسین

تسلیم عشق هول قیامت نمی‌چشد

ای سایه ی ولای تو تایید ما حسین

بی تو بشر قابل ذكر و ثنا نبود

تو آمدی و شد گل ما بر ملا حسین

خیل ملك به طینت ما سجده كرد و گفت

مسجود ماست آیه‌ای از هل اتا حسین

هر جا كه هست نور خدا سجده واجب است

آری به پیشگاه خدا سجده واجب است

بی تو اله نور پرستش نمی شود

رب جلی بدون تو كرنش نمی شود

ای باطن حقایق واسرار لو كشف

در ذات دین بجز تو سفارش نمی شود

دستی نمی رسد به تو الا المطهرون

بی دست تو تكامل و جوشش نمی شود

عشق حقیقی دل مومن ولای تست

با تو خیال عشق مشوش نمی شود

ای صورت گذشته و آینده دست تو

بی پا سخت ز نزد تو پرسش نمی شود

هرگز پیمبری به مقام پیمبری

بی اشك روضه ی تو پذیرش نمی شود

ای ساقی سبوی شهادت اراده كن

جان را اراده كن كه به كوشش نمی شود

آن ساغری كه پرده ی پندار می‌درد

ما را ز خویش تا به سر دار می برد

دل را شعاع جلوه ی جانان عوض كند

غم را نگاه مست طبیبان عوض كند

مستی كجا و باده ی هجده عیار عشق

جان را پی امام شهیدان عوض كند

عشقت چو پیش دوزخیان عرضه می شود

صدها زهیر خیمه به رضوان عوض كند

ای از  نسیم یكدم تو نو بهارها

نامت مسیر گردش طوفان عوض كند

ما از ره تراجمه الوحی می رویم

دل را صدای ناطق قرآن عوض كند

آن را كه از مسیر تو بیرون نهد قدم

هر روز رنگ چهره ی ایمان عوض كند

باور نمی كنیم به جز بِر والدین

نیكی به تو مسیر گناهان عوض كند

رفتار تو معلم رفتار انبیاست

گفتار تو ملین دل های اولیاست

ای گاهواره ی تو همان كشتی نجات

ما را رسان به ساحل سرخابی فرات

جبریل در ترنم لالایی تو دید

مادر گرفته بود به نجوای كربلات

قامت بلند از چه به كوته‌ترین زمان

طاقت نداشتی به رحم مادرت فدات

از بس نوای العطش تو بلند بود

خشكیده شیر مادر مظلومه ات برات

گفتا مرا به تشنه جگر حاجتی نبود

گفتند این گلوست همان چشمه ی حیات

گفتا مگر كه گریه كنی دارد این پسر

گفتند تا قیام قیامت چو امهات

گویا ز راز سینه ی مادر شنیده ای

سازم نثار، كودك شش ماهه ای به پات

مهدی بیاید و تو خطاب از حرم كنی

 رجعت بیاید و تو علی را علم كنی

ای خوی تو به نرمی احساس فاطمه

وی لهجه‌ات ز گرمی انفاس فاطمه

ای وارث شجاعت وجود پیمبری

دست كرامتت گل احساس فاطمه

آن صورتت كه صورت تمثیلی خداست

یك جلوه است از دل حساس فاطمه

ای سرو ناز باغ علی زودتر ببال

شاید كمك شوی تو به دستاس فاطمه

چندان مجال نیست به این روز های خوش

وای از هجوم دشمن خناس فاطمه

بعد از عروج فاطمه نیلی شوند باز

باغ شكوفه‌های گل یاس فاطمه

روزی كه خون زاده ی ام البنین چكد

عباس اوست حضرت عباس فاطمه

با عاشقان سخن ز جدایی ملال نیست

تا عصر كوفه فاصله بیش از هلال نیست

 

 

«محمود ژولیده»

گروه دین و اندیشه تبیان




نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


ولادت امام محمد تقی(ع) - شعر
از شبستان ولايت ، قمرى پيدا شد
از گلستان هدايت ، ثمرى پيدا شد
بحر موّاج كرم ، آمده در جوش و خروش
كه ز درياى عنايت گهرى پيدا شد
شب ميلاد جواد است ، ندا زد جبريل
كز پى شام مبارك ، سحرى پيدا شد
از افق ماه درخشان رجب داد نويد
كه ز خورشيد ولايت قمرى پيدا شد
نام نيكوش محمّد، لقب اوست جواد
در صفات ملكوتى ، بشرى پيدا شد




نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


ظهور نهمين نور ولايت
حكيمه - دختر حضرت موسى بن جعفر و عمّه امام محمّد جواد عليهم السلام ، حكايت كند:
چون هنگام ولادت حضرت جواد الا ئمّه عليه السلام نزديك شد، حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام مرا به همراه همسرش ، خيزران مادر حضرت جواد عليه السلام با يك نفر قابله (ماما) داخل يك اتاق قرار داد و درب اطاق را بست .
وقتى نيمه شب فرا رسيد، ناگهان چراغ خاموش شد و اتاق تاريك گشت ؛ و ما ناراحت و متحيّر شديم كه در آن تاريكى ، در چنين موقعيّتى حسّاس چه كنيم ؟
در همين تشويش و اضطراب به سر مى برديم كه ناگاه درد زايمان بر خيزران عرض شد؛ و اندكى بعد وجود مبارك و نورانى حضرت ابوجعفر، محمّد جواد عليه السلام از مادر تولّد يافت و با ظهور طليعه نورش تمام اتاق روشن گشت .
حكيمه گويد: به مادرش ، خيزران گفتم : خداوند كريم به واسطه وجود مبارك و نورانى اين نوزاد عزيز، تو را از روشنائى و نور چراغ بى نياز گردانيد.
پس چون نوزاد بر زمين قرار گرفت ، نشست و نور تشعشع انوار الهى ، تمام اطراف بدنش را فرا گرفت ، تا آن كه صبح شد و پدر، بزرگوارش حضرت ابوالحسن ، علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام تشريف آورد؛ و با لبخندى نوزاد عزيز را در آغوش گرفت ؛ و پس از لحظه اى او را در گهواره نهاد و به من فرمود: اى حكيمه ! سعى كن كه هميشه كنارش باشى .
حكيمه در ادامه حكايت چنين گويد: چون روز سوّم مولود فرا رسيد، آن نوزاد عزيز چشم هاى خود را به سوى آسمان بلند نمود و بعد از آن نگاهى به سمت راست و سمت چپ كرد و سپس با زبان صريح و فصيح اظهار داشت :
((أ شهد أ ن لا إ له إ لاّ اللّه ، وحده لا شريك له ، و اءنّ محمّدا عبده و رسوله )).
و هنگامى كه شهادت بر يگانگى خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله بر زبان جارى كرد، بسيار تعجّب كردم و در حيرت قرار گرفته و با همان حالت از جاى خود برخاستم و به حضور حضرت رضا عليه السلام آمدم و گفتم : صحنه اى بسيار عجيب و شگفت آورى را ديدم !
امام عليه السلام فرمود: چه چيزى را مشاهده كرده اى ؛ كه باعث شگفتى تو گشته است ؟
در جواب حضرت گفتم : اين نوزاد كوچك چنين و چنان گفت ، و تمام جريان را برايش بازگو كردم .
همين كه امام رضا عليه السلام سخن مرا شنيد، تبسّمى نمود و سپس فرمود: چيزهاى معجزه آسا و حيرت انگيز بيشترى را نيز مشاهده خواهى كرد.




نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


شناسنامه امام محمد تقی(ع)

    شناسنامه امام محمد تقی سلام الله علیه

 

مقام: امام نهم

نام: محمّد

لقب: جواد، التقی
   
کنیه: ابو جعفر
   
نام پدر: علی
   
نام مادر: خیزران
   
روز ولادت(ه ق): 10 رجب سال 195 ه ق
   
مکان ولادت: مدینه-عربستان سعودی
   
سلاطین زمان تولّد: محمّد امین
   
مدت امامت(ه ق): 17 سال
   
مدت عمر(ه ق): 25 سال
   
روز شهادت(ه ق): 30 ذیقعده سال 220 ه ق

محل دفن: کاظمین-عراق

فرزند پسر: 4

فرزند دختر: 7




نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس ارزشمند و آموزنده از امام محمد باقر(ع)
پنج درس ارزشمند و آموزنده از امام محمد باقر(ع)

1 - امام جعفر صادق عليه السلام حكايت نمايد:
روزى پدرم - امام محمّد باقر عليه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسيدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
با اين كه مى دانم شايسته آن محبّت ها نيستند؛ بلكه ديگرى شايسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
اين برخورد يكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت يوسف عليه السلام با وى انجام دادند، در بين فرزندان من واقع نشود.
و خداوند حكيم داستان حضرت يوسف عليه السلام را به عنوان درس و تنبيه بيان كرده است تا آن كه حسادت و كينه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر يوسف عليه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نيايد.

2 - همچنين حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم حكايت فرمود: روزى شخصى نزد پدرم ، امام محمّد باقر عليه السلام آمد، پدرم از او سؤ ال نمود: آيا ازدواج كرده اى ؟
آن شخص گفت : خير.
پدرم فرمود: من دنيا و آنچه را كه در آن است ، دوست ندارم اگر يك شب را بدون همسر باشم ؛ بدان كه عظمت و فضيلت آن به قدرى است كه دو ركعت نماز شخص متاءهّل افضل است از يك شبانه روز عبادت و روزه يك فرد مجرّد.
و پس از آن پدرم ، مبلغ هفتصد دينار به آن شخص داد و فرمود: با اين پول ازدواج نما و توجّه داشته باش كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: همسرى انتخاب كنيد كه هم شاءن خودتان باشد كه در توسعه روزى مفيد مى باشد.

3 - روزى برادر امام محمّد باقر عليه السلام به همراه بعضى از دوستانش وارد منزل آن حضرت شدند، همين كه نشستند، امام عليه السلام فرمود: براى هر چيزى حدّ و مرزى هست و سپس سفره غذا چيده شد.
يكى از افراد گفت : ياابن رسول اللّه ! براى اين سفره هم حدّ و حدودى وجود دارد؟
حضرت فرمود: بلى .
افراد سؤ ال كردند: آن چيست ؟
حضرت فرمود: آن كه هنگام شروع (بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) بگوئى ؛ و چون خواستند سفره را جمع كنند (الحمدللّه ) بگوئى ؛ و ديگر آن كه هركس از آنچه جلويش نهاده اند استفاده كند و چشم به جلوى ديگران نيندازد.

4 - يكى از اصحاب امام محمّد باقر عليه السلام كه در كوفه ، مكتبِ قرآن داشت و زنان را نيز آموزش مى داد، روزى با يكى از زنان شاگرد خود شوخى لفظى كرد.
پس از گذشت چند روزى از اين جريان ، در مدينه منوّره به ملاقات آن حضرت آمد.
و چون وارد منزل حضرت گرديد، امام عليه السلام با تندى و خشم با او مواجه شد و فرمود: هر كه در خلوت مرتكب گناهى شود، از عقاب و قهر خداوند متعال در امان نخواهد بود؛ و سپس افزود: به آن زن چه گفتى ؟
آن شخص از روى شرمسارى و خجالت در حالت سكوت ، با دست هايش ، صورت خود را پوشاند؛ و آن گاه حضرت به او فرمود: ديگر چنين نكن و از كردار خويش توبه نما.

5 - امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:
از پدرم ، حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم عليه السلام شنيدم ، كه مى فرمود: من در منزل از غلامان خود و نيز از اهل منزل مشكلات و سختى هائى را تحمّل مى كنم كه از حَنظَل - هندوانه ابوجهل - تلخ ‌تر و بدتر مى باشد.
و سپس حضرت فرمود: هر كه در مقابل ناملايمات و حرف هاى نابجاى اهل منزل صبر و تحمّل كند، ثواب روزه دار و شب زنده دار نصيبش مى گردد و هم نشين با شهدائى مى شود، كه در ركاب حضرت رسول صلى الله عليه و آله شهيد شده باشند.




نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


مدح امام محمد باقر(ع)

به سـر مى پـرورانم مـن هـواى حـضـرت  بــاقـر
 
بـه دل بـاشـد مـرا شـوق لـقـاى حـضـرت  بـاقـر
 
زعشقش جان من برلب رسيده ، كَس نمى داند
 
كـه نـبـود چـاره سـاز مـن سـواى حـضـرت بـاقـر
 
چـنـان بـگرفـته صـيت عـلمـيش آفـاق را يـك سر
 
كـه پـيـچـيـده در ايـن عـالم صـداى حـضرت باقر
 
پـيـمـبـر گـفـت بـا جـابر، كـه خـواهى ديد باقر را
 
سـلام از مـن رسان آن گـه بـراى حـضـرت بـاقر
 
سـؤ الاتـى كـه از وى كـرد دانـشـمـنـد نـصـرانى
 
جـوابـش را شـنـيـد از گـفته هـاى حـضـرت باقر
 
مسلمان گشت راهب ، ناگهان در محضر آن شه
 
مـنـــوّر  شـد  دل  او  از  ولاى  حـضـرت  بـاقــر
 
بـه رستاخيز گر خواهى نجات از گرمى محشر
 
بـرو  در  سـايـه  ظـلّ  هـمـاى  حـضـرت  بــاقـر
 
جـلال و شـأن قـدر  آن  امــام  پــاك  بـازان را
 
نمـى دانـد كـسى غـيـر از خـداى حـضـرت باقر





نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


فضایل امام محمد باقر علیه السلام
فضایل امام محمد باقرعلیه السلام
امام محمد باقر

اول، علم و دانش: در كشف الغمة از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در كتابش موسوم به معالم العترة الطاهرة از حكم بن عتیبه نقل شده است كه در مورد آیه ان فى ذلك لایات للمتوسمین (1) گفت: «به خدا سوگند محمد بن على در ردیف همین هوشمندان است» .در صفحات بعد سخن ابو زرعه را نقل خواهیم كرد كه گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگ‏ترین دانشمندان است.

ابو نعیم در حلیة الاولیاء نوشته است: مردى از ابن عمر درباره مسئله‏اى پرسش كرد.ابن عمر نتوانست او را پاسخ گوید.پس به سوى امام باقر (ع) اشاره كرد و به پرسش كننده گفت : نزد این كودك برو و این مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوى.آن مرد به سوى امام باقر (ع) رفت و مشكل خود را مطرح كرد.امام نیز پاسخ او را گفت.مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وى را از جواب امام باقر (ع) آگاه كرد.آنگاه ابن عمر گفت: اینان اهل بیتى هستند كه از همه علوم آگاهى دارند.

در حلیة الاولیاء آمده است: محمد بن احمد بن حسین از محمد بن عثمان بن ابى شیبه، از ابراهیم بن محمد بن ابى میمون، از ابو مالك جهنى، از عبد الله بن عطاء، نقل كرده است كه گفت: من هیچ یك از دانشمندان را ندیدم كه نسبت به دانشمندى دیگر كم دانش‏تر باشند مگر نسبت به ابو جعفر.من حكم را مى‏دیدم كه در نزد او چون شاگردى مى‏كرد.

شیخ مفید در كتاب ارشاد ...




نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


سیمای باقر العلوم (ع)
سیمای باقر العلوم (علیه السلام)

امام محمد باقر (علیه السلام) در روز جمعه يا دوشنبه يا سه شنبه غره ماه رجب يا سوم ماه صفر سال 57 هجرى يا به روايتى ديگر سال 56 هجرى، در مدينه به دنيا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذى حجه يا ربيع الاول و يا ربيع الاخر سال 114 هجرى، در همان شهر بدرود حيات گفت. بنابراين، آن حضرت 57 سال در اين جهان زيست. از اين مدت چهار سال با جدش امام حسين (علیه السلام) و پس از وى 35 سال با پدرش زندگى كرد و هيجده سال بقيه عمرش را به تنهايى به سر برد. بنابر روايتى كه در كافى از قول امام صادق (علیه السلام) نقل شده است، وى 19 سال و دو ماه بيش از پدرش زيسته است و در همين دوران، مامت‏شيعيان را عهده‏دار بوده است. امام باقر (علیه السلام) در مدت امامت‏خود چند صباحى از خلافت وليد بن عبد الملك و نيز خلافت‏سليمان بن عبد الملك و عمر بن عبد العزيز و يزيد بن عبد الملك را درك كرد و سرانجام در روزگار خلافت هشام بن عبد الملك وفات يافت. در كتاب اعلام الورى نيز همين قول آمده كه با آنچه بعدا خواهيم گفت، صحيح مى‏نمايد. ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است:
.....




نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس آموزنده و ارزشمند از حضرت زهرا(س)
پنج درس آموزنده و ارزشمند از حضرت زهرا(س)

1 امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:
حضرت فاطمه زهراء عليها السلام هر هفته ، صبح هاى شنبه به زيارت قبور شهدا مى رفت و بر قبر حمزه حضور مى يافت و برايش دعا و استغفار مى نمود.(1)

2 امام موسى بن جعفر به نقل از اميرالمؤ منين ، علىّ عليهما السلام حكايت فرمايد:
روزى حضرت زهراء عليها السلام نزد پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله بود، كه مردى نابينا وارد شد؛ و حضرت فاطمه عليها السلام خود را مخفى كرد.
هنگامى كه مرد نابينا خارج شد، حضرت رسول اظهار داشت :
اى فاطمه ! با اين كه مى دانستى ، او نابينا است و تو را نمى بيند، با اين حال چرا پنهان شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، او نابينا بود ولى من كه بينا بودم و چشم داشتم .
و سپس افزود: همان طورى كه مرد نبايد به زن نامحرم نگاه كند، زن هم نبايد به مرد نامحرم نگاه نمايد، علاوه بر آن ، از اندام زن ، بوئى تراوش مى كند كه نبايد نامحرم نزديك او قرار گيرد.
حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله فرمود: به راستى كه تو پاره تن من هستى .( 2)

3 امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه فرمود:
حضرت زهراء عليها السلام سبزى خُرفه را بسيار دوست مى داشت .
و اين گياه به عنوان (بَقلة الزّهراء) معروف بود؛ خدا لعنت كند بنى اميّه را كه از روى دشمنى با ما، آن را بَقلة الحَمقاء ناميدند.(3)
در كُتب طبّ خواصّ بسيارى براى خُرفه بيان شده است .

4 جابر بن عبداللّه انصارى حكايت كند:
روزى پيامبر خدا صلّلى اللّه عليه و آله بر فاطمه مرضيّه عليها السلام وارد شد و ديد آن مخدّره . خود را به وسيله جُل پلاس شتر پوشانده است و مشغول دستاس كردن مى باشد.
و شير خواره اش نيز در دامانش شير مى نوشد.
حضرت رسول گريان شد و فرمود: اى دخترم ! تلخى هاى دنيا زودگذر مى باشد وليكن لذّتهاى آخرت جاويد است .
فاطمه زهراء اظهار داشت : من خداوند را بر نعمت هايش شكر مى گويم و در تمام حالات حقّ او را پاس مى دارم .
در همين لحظه بود كه خداوند متعال اين آيه شريفه قرآن را بر حضرت رسول فرستاد: (وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ).(4)

5 و امام سجّاد عليه السلام فرمود: اسماء بنت عميس حكايت كرده است :
روزى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام در يكى از جنگ ها غنيمتى به دست آورد و گردنبندى براى همسرش فاطمه عليها السلام خريدارى كرد و به عنوان هديّه تحويل او داد و حضرت آن را پوشيد.
روز بعد، حضرت رسول صلوات اللّه عليه به منزل ايشان آمد و گردنبند را در گردن دخترش ديد، فرمود: دخترم ! مردم و دنيا تو را نفريبند، تو دختر رسول خدائى ، مبادا به تجمّلات دنيا و زر و زيور آن دل خوش كنى .
حضرت زهراء عليها السلام با شنيدن اين سخن ، گردنبند را از گردن خود در آورد و پس از فروش با پولش غلامى خريد و او را آزاد كرد و پيامبر خدا شادمان و مسرور گشت .( 5)

منبع:

1- تهذيب شيخ طوسى :، ج 1، ص 465، ح 168.
2- بحار الا نوار: ج 43، ص 91، ح 16.
3- بحار الا نوار: ج 43، ص 89 ح 11 و 12.
4- بحار الا نوار: ج 43، ص 86 بنقل از تفسير ثعلبى .
5- مستدرك الوسائل : ج 5، ص 244، ح 1.






نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .

بنام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید. اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم. این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كه پدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش به نغمه الهى«عجل وفاتى سریعا» مترنم بود. درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.
منبع: بحارالانوار، جلد 43، ص 214.



نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین
حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

بقیه در ادامه مطلب....




نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


داستان او را شفا داد - عطر ملکوت - حضرت فاطمه(س)



او را شفا داد

مادرم دو دستي زد روي پاهايش و گريه کنان گفت:
 - مرتضي...مصطفي....نمي تونه راه بره....نميتونه از جا بلند بشه.
مثل برق گرفته ها از جا پريدم و دويدم توي اتاقي که مصطفي مي خوابيد، مادر هم گريه کنان دنبالم آمد.
مصطفي فرزند اخر خانه مان بود و بعد از مرگ پدرف مادرم گمشده شا را رد او جستجو مي کرد و به همين خاطر بيشتر از بقيه عزيزش ميداشت.
رسيدم بالاي رختخواب مصطفي ، داشت خيره نگاهم مي کرد. چون برادر بزرگش بودم به احترامم به خودش فشار اورد تا برخيزدف نشست اما نتوانست روي پاهايش بايستدف انگار توان و قدرتي در پاهايش نبود.
ناتواني اش را ديدم نگران شدم، مصطفي هم غمي به چهره اورد و سري به تاسف تکان داد. مادر،از هر دو نفرمان بي تاب تر بود و نگراني اش را با اشک بيرون مي ريخت ، بايد کاري مي کردم.
به مادر گفتم:
- شما لباسهاش رو بپوشونف من برم يه تاکسي بگيرم ببريمش بيمارستان! بعد هم لباس پوشيدم و از خانه زدم بيرون. سردرگم بودم و نگرانف عقلم درست کار نمي کرد. اندکي به خودم فشار اوردم و تمرکز کردم. خدا لطف کرد و به فکرم رسيد قبل از هر کاري بروم سراغ يک پزشک عمومي و با او مشورت کنم، دکتر که نگراني ام را ديد گفت:
- با نگراني چيزي درست نمي شه،بايد معاينه بشه،ببريدش بيمارستان...
اتومبيلي را در بست کرايه دارم و امدم خانه ، مصطفي را که نصف هيکلم بود به کول کشیدم و گذاشتم....

بقیه در ادامه مطلب....




موضوع مطلب : عطر ملکوت
نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


عشق یعنی... عشق ناب فاطمه....
عشق یعنی....

عـشق  یـعنی دل سـپـردن در الـست          از مـی وصـل الهی  مستِ مست
       عـشـق  یـعـنی  ذكـر نـامـوس  خـدا            یا علی گـفتن بـه زیر دسـت و پا
عـشق  یـعـنی  جـلـوه  صـبـر  خـدا            شــرم ایــوب نـبـی  از مـرتضی
عـشق بــر دلـداده  فـرمـان  می‌دهد             عاشـق جـان داده را جـان می‌دهد
           عشق باعث شد كه دل سامان گرفت           پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عـشق  یـعــنـی  انــقــلاب  فـاطـمـه           از كـبـودی  چـشـم تــار فــاطـمه
               عـشق یــعـنــی عــشـق نــاب فاطمه           بـیــت الاحـزان خــراب فـاطـمه





نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


داستان به مادرت بگو - عطر ملکوت - حضرت فاطمه (س)

داستان زیبای به مادرت بگو... تقدیم به تمامی خوانندگان بلاگ در انتظار طلوع خورشید....

داستان به مادرت بگو

سگرمه هاي درهم سيد مي گفت او گرفتاري خاصي دارد و گرنه او آدمي نبود که با مسائل مشکلات معمولي و طبيعي روزگار شادابي و طراوت هميشگي اش را از دست بدهد.
سيد جوان با صفايي بودف اما پختگي ويژه اي که داشت او را بسيار فراتر از سن و سالش نشان مي داد. شايد يکي از دلايلي که باعث شده بود من با اختلاف سني حدود بيست و پنج سال با او دوست باشم همين پختگي اش بود.
رفاقت من و سيد به حدي بود که در چنين حالتي به خودم اجازه بدهم و از علت ناراحتي اش بپرسم. سيد هم اين را مي دانست اما طفره رفت تا اينکه بالاخره راضي اش کردم حرف دلش را بگويد.
حدود يک ماه از نامزدي سيد مي گذشت و با اينکه قبل از نامزدي با پدر همسرش به توافق رسيده بود که نامزدي شان يک سال طول بکشد تا دست و بال سيد باز بشود و بتواند خانه اي اجاره کند ، اما پدر نامزدش در آستانه دومين ماه نامزدي سيد به او گفته بود زودتر بساط عروسي را رو به راه کند ...

بقیه در ادامه مطلب....




موضوع مطلب : عطر ملکوت
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


شب زنده داران...

ابن ابی یعفور می گوید:

به حضور امام صادق(ع) رسیدم و عرض کردم:
«بفرمایید چه زمانی انسان به خدا و خدا به او نزدیک است؟»
فرمود: «وقتی که اخر شب برخیزد، در حالی که چشمهایش خواب هستند، وضویی شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بایستد و با حضور قلب و توجه به خدا، تکبیر نماز گفته و حمد و سوره را بخواند و دو رکعت نماز بخواند...»




نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس آموزنده و ارزنده از رسول خدا(ص)

پنج درس آموزنده و ارزنده از پیامبر(ص)

1 - روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در جمع عدّه اى از اصحاب خود فرمود:
خداوند متعال ، هفت هزار سال پيش از آن كه دنيا را بيافريند، من وعلىّ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام -، را آفريده است .
يكى از اصحاب به نام معاذ بن جبل سؤ ال كرد: در اين مدّت زمان طولانى كجا و در چه حالى بوديد؟حضرت فرمود: در پيشگاه عرش الهى ، مشغول تسبيح و حمد وثناى خداوند سبحان بوديم .(1)


2 روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بر گروهى از انصار كه در يكى از خانه هايشان اجتماع كرده بودند، وارد شد و پس از سلام بر آن ها، فرمود:
در چه حالتى هستيد؟
پاسخ دادند: مؤ من هستيم ، حضرت فرمود: آيا بر ادّعاى خود دليل و برهانى هم داريد؟
گفتند: بلى ، در حال رفاه و نعمت ، شكر و سپاس خدا گوئيم و در حال سختى و مصيبت ، صبور و شكيبا هستيم ، و به آنچه از طرف خداوند به ما مى رسد، راضى و خوشنود مى باشيم .
حضرت فرمود: بلى ، شما درست گفتيد، ثابت قدم باشيد.(2)


3 امام علىّ صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:
هنگامى كه جنازه برادرم حمزه را آوردند، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به همسران خود دستور داد كه براى خانواده اش طعام تهيّه كنند و براى ايشان بفرستند؛ چون آن ها مصيبت ديده اند و حوصله تهيّه غذا را ندارند.
همچنين دستور فرمود: در همين غذائى كه براى صاحبان عزا مى فرستيد؛ شما نيز با آنان ، هم غذا شويد.(3)


4 امام محمّد باقر عليه السلام فرمود:
روزى عمّار ياسر نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر شد و عرض كرد: يا رسول اللّه ! من شب گذشته ، جُنب شدم و چون آب براى غسل نداشتم ، لباس هاى خود را در آوردم و سپس روى خاك ها افتادم و در خاك ها غلتيدم تا تمام بدنم خاك مال شود.
حضرت تبسمّى نمود واظهار داشت : اين كار صحيح نبود و سپس كف دست هاى خود را بر زمين زد و كف دست راست خود را بر پشت دست چپ و نيز دست چپ را بر پشت دست راست كشيد.
و بعد از آن با دو كف دست بر پيشانى خود مسح نمود و افزود: اين چنين تيمّم كنيد كه خداوند دستور داده است .(4)


5 عبداللّه بن عبّاس حكايت كند:
روزى عدّه اى از فقراء و مساكين نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و اظهار داشتند: يا رسول اللّه ! ثروتمندان ، همانند ما نماز و روزه انجام مى دهند و نيز چون ثروت دارند صدقه مى دهند و انفاق مى كنند؛ ولى ما محروم هستيم و توان انجام اين خيرات را نداريم .
حضرت رسول فرمود: هنگامى كه سلام نماز را گفتيد، 33 مرتبه بگوئيد: سبحان اللّه ، و 33 مرتبه الحمد للّه ، و 34 مرتبه اللّه اكبر، وبعد از آن 30 مرتبه لااله الاّ اللّه بگوئيد تا تمامى آنچه را كه ثروتمندان انجام مى دهند، شما هم ثواب آن را دريابيد.(5)


پی نوشت:

1- علل الشّرايع : ص 139، مدينة المعاجز: ج 3، ص 229، ح 9.
2- مستدرك الوسائل : ج 2، ص 421، ح 10، دعائم الاسلام : ج 1، ص 223.
3- دعائم الاسلام : ج 1، ص 239، مستدرك الوسائل : ج 2، ص 380.
4- مستدرك الوسائل : ج 2، ص 536، ح 2 و 3.
5- مستدرك الوسائل : ج 5، ص 39، ح 5، جامع الا خبار: ص 63.





نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


چهل حديث منتخب از پیامبر اکرم(ع)

چهل حديث منتخب از پیامبر اکرم(ع)
1 قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
لاتُضَيِّعُواصَلوتَكُمْ، فَإ نَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ اءنْ يُدْخِلَهُ النّارَمَعَ الْمُنافِقينَ.(1)
ترجمه :
فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.


2 قالَ صلّى اللّه عليه و آله : مَنْ مَشى إ لى مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِاللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَةٍ خَطاها حَتّى يَرْجِعَ إ لى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ.(2)
فرمود: هر كس قدمى به سوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مى شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى يابد.


3 قالَ صلّى اللّه عليه و آله : اَلْجُلُوسُ فِى الْمَسْجِدِ لاِنْتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةٌ مالَمْ يَحْدُثْ، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَا الْحَدَثُ؟ قالَ: الْغِيْبَةُ.(3)
ترجمه :
فرمود: نشستن در مسجد جهت انتظار وقت نماز عبادت است تا موقعى كه حَدَثى از او صادر نگردد.
سؤ ال شد: يا رسول اللّه ، منظور از حدث چيست ؟
ترجمه :
فرمود: غيبت و پشت سر ديگران سخن گفتن .
4 ... بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إ ذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى ، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلى غَيْرِ ديني .(4)
ترجمه :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول نماز گشت و ركوع و سجودش را كامل انجام نداد و عجله و شتاب كرد.
حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است .

بقیه در ادامه مطلب...






نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


امام کاظم(ع) شما مولودی ندارید

هر چقدر توی اینترنت و جاهای دیگه جستجو کردم هیچ مولودی برای ولادت امام موسی کاظم(ع) پیدا نکردم...جایی نوشته بودن چون ماه صفر هستش جایی برای این امام مولودی گرفته نمیشه و زیاد اهمیت داده نمیشه...
من تصمیم گرفتم که هر طوری که می تونم ولادت ایشان رو خوب برگزار کنم ، حتی شده توی همین وب....


امشب به راستى شبم از روز بهتر است

كانـدر بــرابــرم رخ فـيــــروز دلـــبــر است

 در شـب كسى نـديـده عيان گردد آفتاب
 
جز آفتاب من كه رخـش مـهـر انور است
 
تنها نه بــزم مـن ز جـمالـش فـروغ يافت
 
كـز نــور روى او هـمه عـالـم مـنـوّر است
 
پرسيـد عـارفى كـه بـگـو كـيـست يار تو
 
كز عشق او تو را دل پر غم در آذر است
 
گـفـتـم بـه او نـشـيـن و بشنو كه يار من
 
نور خـدا و مـظـهـر حـقّ، عـين داور است
 
هـم  زاده  نـبـىّ  بــود  و  بـضـعه بـتــول
 
سبـط نـبـىّ ، ولـىّ خـداونـد اكـبـر است
 
سِـرّ عـلـىّ ، مـقـام جـلـىّ، نـور مـنـجلى
 
هفتم امام حضرت موسى بن جعفر است
 
از  آدم  و  مـسـيـح  به  درگاه  جــود  او
 
چشم اميدشان همه چون حلقه بر در است
 
آدم طـفـيـل و اصـل وجـود تـو زيـن سـبب
 
معـلـوم شــد كــه عـلّـت غائى مؤخّر است
 
شـاها بـه غـيـر صادر اوّل كه جدّ تو است
 
عالم تمام مشتقّ و ذات تو مصدر است
 
امـروز روز شــادى زهـراى اطــهـر است
 
خرّم دل رسـول خـدا، قـلـب حيدر است
 
روز ولادت است و نشاط است و خرّمى
 
اين روز با نـشـاط بـه عـمـرى برابر است
 
از دامـن حـمـيـده بــرآمـد مـهـيـن مهى
 
كـز نــور او سـراسـر عـالــم مـنـوّر است
 
مـسـرور و شـاد، صـادق آل عـلـىّ نـگر
 
ميلاد با سعادت موسى بن جعفر است









نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس آموزنده ارزشمند از امام موسی کاظم(ع)

پنج درس آموزنده ارزشمند از امام موسی کاظم(ع)

1 شخصى به نام مرازم گويد:

روزى جهت زيارت و ملاقات امام موسى كاظم عليه السلام به سوى مدينه طيّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در اين ميان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذيرفت كه با من ازدواج نمايد.
سپس به دنبال كار خويش رفتم ؛ و چون شب فرا رسيد به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سريع دست خود را بر سينه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.
فرداى آن شب ، چون بر مولايم امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شيعه و دوست ما نيست .(1)


بقیه در ادامه مطلب...





نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


زندگی امام موسی کاظم(ع) در یک نگاه


زندگی امام موسی کاظم(ع) در یک نگاه

آن حضرت روز يك شنبه ، هفتم ماه صفر، سال 128 هجرى قمرى (2) در روستائى به نام أ بواء بين مكّه معظّمه و مدينه منوّره ديده به جهان گشود.

نام : موسى (3) صلوات اللّه و سلامه عليه .

كنيه : ابوالحسن ، ابوالحسن اوّل ، ابوالحسن ماضى ، ابوابراهيم ، ابوعلىّ، ابواسماعيل ، ابواسحاق و... .

لقب : عبد صالح ، كاظم ، باب الحوائج ، صابر، رجل ، امين ، عالم ، زاهر، صالح ، شيخ ، وفىّ، نفس زكيّه ، زين المجتهدين و... .

نقش انگشتر: حضرت داراى دو انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از: (حَسْبِيَاللّهُ)، (المُلْكُ لِلّهِ وَحَدَهُ).

پدر: امام جعفر، صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم .

مادر: حميده مصفّاة اندلسى ، دختر صاعد بربرى .

دربان : محمّد بن فضل ، مفضّل بن عمر را گفته اند.

مدّت امامت : حضرت روز دوشنبه ، 25 شوّال ، سال 148 هجرى قمرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش ، در بيست سالگى منصب امامت و زعامت جامعه اسلامى را به عهده گرفت و تا سال 183 هجرى ، امامت آن حضرت به طول انجاميد.

مدّت عمر: آن حضرت مدّت بيست سال و بنابر نَقلى 19 سال ، هم زمان با پدر بزرگوارش و مدّت 35 سال پس از آن ادامه حيات داد كه جمعا 55 سال طبق مشهور، عمرى با بركت و پر از مشقّت را سپرى نمود، گرچه بعضى عمر آن حضرت را تا 58 سال نيز گفته اند.

علّت زندانى شدن آن امام مظلوم صلوات اللّه و سلامه عليه را طبق آنچه گفته اند، چنين است :
در آن سالى كه هارون الرّشيد به سفر حجّ رفت و در كنار قبر حضرت رسول صلى الله عليه و آله جمعى از بنى هاشم و از آن جمله امام موسى كاظم عليه السلام را ديد، كه جهت زيارت قبر آن حضرت حضور دارند.
هنگامى كه هارون الرّشيد نزديك قبر مطهّر رسيد، گفت : (السّلام عليك يا رسول اللّه ! يا بنى عمّى !) يعنى ؛ سلام بر تو اى رسول خدا!
اى پسر عمويم .
در همين حال ، امام موسى كاظم عليه السلام جلو آمد و هنگامى كه نزديك قبر مطهّر رسيد؛ اظهار داشت : (السّلام عليك يا أ بة !)
يعنى ؛ سلام بر تو اى پدر.
هارون الرّشيد با ديدن چنين صحنه اى ، چهره خود را درهم كشيد و كينه و عداوت آن حضرت را بر دل گرفته و مصمّم بر تحقير و قتل حضرت شد.
مضافا بر آن كه سخن چينان دنياپرست و رياست طلب - كه در هر زمان بوده و هستند - از موقعيّت سوء استفاده كرده و در هر فرصت مناسبى بر عليه آن حضرت نزد هارون بدگوئى و سخن چينى نموده و او را بر عليه حضرت ، تحريك مى كردند.
تا آن كه هارون به بغداد مراجعت كرده و دستور جلب آن حضرت را صادر كرد؛ و حضرتش را در بصره زندانى گرداند.
و چون مدّتى را در آن جا سپرى نمود، به بغداد منتقل شده ؛ و در زندانى مخوف و وحشتناك تحت انواع شكنجه هاى جسمى و روحى محبوس ‍ گرديد.
در اين كه حضرت سلام اللّه عليه در چند مرحله زندانى شد؛ و نيز جمعا چه مدّت زمانى را در زندان سپرى نمود، بين مورّخين اختلاف است .
بنابر مشهور: حضرت توسّط سِندى بن شاهك ؛ و به دستور هارون الرّشيد مسموم گرديد؛ و در روز جمعه ، 25 رجب ، سال 183 هجرى قمرى (4) در زندان بغداد به شهادت رسيد؛ و جسد مطهّرش در قبرستان بنى هاشم كاظمين دفن گرديد.
خلفاء و سلاطين هم عصر آن حضرت : دوران امامت آن حضرت هم زمان بود با حكومت منصور دوانيقى ، محمّد مهدى عبّاسى ، هادى عبّاسى ، هارون الرّشيد.

تعداد فرزندان : مرحوم سيّد محسن امين رحمة اللّه عليه تعداد 18 پسر و 19 دختر از فرزندان امام موسى كاظم عليه السلام را نام برده است ؛ ولى بعضى ديگر گفته اند: آن حضرت داراى 37 دختر و 23 پسر بوده است .

نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود.(5)
و پس از پايان سلام نماز، تسبيحات حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام گفته مى شود؛ و سپس حوائج و خواسته هاى مشروعه خويش را از درگاه خداوند متعال تقاضا نموده ، كه ان شاء اللّه بر آورده خواهد شد.


پی نوشت :

1- فهرست نام و مشخصّات بعضى از كتابهائى كه مورد استفاده قرار گرفته است در آخرين قسمت ، جلد دوّم اين مجموعه نفيسه موجود مى باشد.
2- مطابق با بيستم آبان 124 شمسى .
3- نام مبارك حضرت با عنوان امام (موسى كاظم ) عليه السلام طبق حروف ابجد كبير 1077 مى باشد.
4- مطابق با 13 شهريور 178 شمسى .
5- تاريخ ولادت و ديگر حالات حضرت برگرفته شده است از: اصول كافى ج 1، تهذيب الاحكام ج 6، تاريخ اهل البيت عليه السلام ، مجموعه نفيسه ، مستدرك الوسائل ، تذكرة الخواص ، اعيان الشيعه ج 2، ينابيع المودّه ، الفصول المهمّه ، كشف الغم ج 2، عيون المعجزات ، اعلام الورى ، بحارالانوار: ج ، دلائل الامامة ، جمال الاسبوع ، دعوات راوندى و...

 





نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


شعر در مدح امام محمد باقر(ع)
بــه ســر مى پــرورانــم مــن هــواى حـضـرت باقر
 
                       بـه دل بـاشـد مـرا شـوق لـقــاى حـضــرت بــاقــر
 
ز عشقش جان من بر لب رسيده ، كَس نمى داند
 
                     كه نبود چـــاره ســاز من سواى حـــضــرت بــاقــر
 
چــنـان بـگـرفته صـيت عـلميش آفــاق را يـك سـر
 
                     كه پـيـچـيـده در ايـن عـالم صـداى حـضـرت بــاقـــر
 
پـيـمـبـر گـفـت بـا جـابر، كـه خـواهى ديـد بـاقـر را
 
                   سـلام از مـن رسـان آن گـه بــراى حضـرت بــاقــر
 
سؤ الاتــى كـه از وى كــرد دانـشـمـنـد نـصــرانى
 
                   جـوابـش را شـنـيـد از گـفـتـه هاى حـضـرت بـاقــر
 
مسلمان گشت راهب،ناگهان در مـحضـر آن شـه
 
                   مـنــــوّر  شـد دل  او  از  ولاى حــضـــرت  بـــاقــر
 
بـه رسـتـاخـيز گـر خواهى نجات از گرمى محشر
 
                    بـــرو  در  ســايــه  ظــلّ  همــاى  حـضـرت  بـاقــر
 
جـلال و شــأن قـــدر  آن  امــام  پــاك  بـــازان  را
                    
                    نمى دانــد كــسى غـيــر از خــداى حـضـرت بــاقر 


اشعار از شاعر محترم : آقاى رضائى .






نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


خودآرائى براى همسر از زبان امام محمد باقر(ع)

خودآرائى براى همسر

يكى از راويان حديث ، به نام حسن بصرى - كه شغلش توليد روغن زيتون بود - گويد:
روزى به همراه يكى از دوستانم - كه از اهالى بصره بود - به محضر مبارك امام محمّد باقر عليه السلام شرف حضور يافتيم .
و هنگامى كه وارد شديم ، حضرت را در اتاقى مرتّب و مزيّن ديديم ، كه لباسى تميز و زيبا پوشيده است و خود را خوشبو و معطّر گردانيده بود.
پس مسائلى چند از حضرتش سؤ ال كرديم و جواب يكايك آن ها را شنيديم ؛ و چون خواستيم از خدمت آن بزرگوار خارج شويم ، فرمود: فردا نزد من بيائيد.
و من اظهار داشتم : حتما شرفياب خواهيم شد.
بنابر اين فرداى آن روز به همراه دوستم به محضر امام عليه السلام وارد شديم و حضرت را در اتاقى ديگر مشاهده كرديم ، كه روى حصيرى نشسته است و پيراهنى ضخيم و خشن نيز بر تن مبارك دارد.
پس از آن كه در حضور ايشان نشستيم ، روى مبارك خود را به سمت دوست من كرد و فرمود: اى برادر بصرى ! مى خواهم موضوعى را برايت روشن سازم ، تا از حالت شگفت و تحيّر در آئى ، ديروز كه بر من وارد شُديد و مرا با آن تشكيلات ديديد، آن اتاق همسرم بود و تمام وسائل و امكانات آن ، مال وى بود كه او آن ها را براى من مرتّب و مزيّن ساخته بود؛ و من نيز در قبال آن آراستگى و زينت ، لباس زيبا پوشيده و خود را براى همسرم آراسته و معطّر گردانيده بودم .
زيرا همان طورى كه مرد علاقه دارد همسرش خود را فقط براى او بيارايد، مرد نيز بايد خود را براى همسر بيارايد تا مبادا به نوعى دلباخته ديگرى گردد.

(بحارالا نوار: ج 46، ص 293، ح 20، كافى : ج 6، ص 448.)







موضوع مطلب : راه زندگی
نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس ارزشمند و آموزنده از امام محمد باقر(ع)

1 - امام جعفر صادق عليه السلام حكايت نمايد:
روزى پدرم - امام محمّد باقر عليه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسيدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
با اين كه مى دانم شايسته آن محبّت ها نيستند؛ بلكه ديگرى شايسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
اين برخورد يكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت يوسف عليه السلام با وى انجام دادند، در بين فرزندان من واقع نشود.و خداوند حكيم داستان حضرت يوسف عليه السلام را به عنوان درس و تنبيه بيان كرده است تا آن كه حسادت و كينه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر يوسف عليه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نيايد.(1)


بقیه در ادامه مطلب...






نوشته شده در جمعه هفدهم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


20 عکس ویژه ولادت امام محمد باقر(ع)

دانلود 20 عکس ویژه ولادت امام محمد باقر(ع)


http://dl1roozebidari.persiangig.com/image/e%20bagher/emam%20bagher%20%2810%29.jpg



بقیه رو دانلود کنید از اینجا...





نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


پنج درس آموزنده سعادت بخش از امام سجاد(ع)

پنج درس آموزنده سعادت بخش از امام سجاد(ع)

1 - مرحوم قطب الدّين راوندى در كتاب خود آورده است :
امام سجّاد صلوات اللّه عليه چون نماز صبح را به جا مى آورد؛ در جايگاه خود مى نشست و دعا مى خواند تا موقعى كه خورشيد طلوع نمايد؛ و پس ‍ از طلوع خورشيد، دو ركعت نماز براى سلامتى خود و افراد خانواده اش ‍ مى خواند و سپس مختصرى مى خوابيد.
و چون از خواب بيدار مى شد، دندان هاى خود را مسواك مى نمود و بعد از آن مشغول صرف صبحانه مى گرديد.(1)

2 - مرحوم كلينى ، به نقل از حضرت صادق آل محمّد عليهم السّلام حكايت فرمايد:
هرگاه يكى از دامادهاى امام سجّاد عليه السّلام داخل منزل وى مى گرديد و بر حضرتش وارد مى شد، امام سجّاد عليه السّلام عباى خود را از دوش بر مى گرفت و براى او پهن مى نمود تا روى آن بنشيند.
و سپس به داماد خود مى فرمود: خوش آمدى ، كه تو هم تاءمين كننده هزينه هاى خانواده خود و هم ، نگه دارنده ناموس خود از شرّ هواهاى نفسانى و اجانب هستى .(2)

3 - روزى امام سجّاد عليه السّلام مشغول خوندن نماز بود، كه در بين نماز عباى آن حضرت از روى شانه اش افتاد و حضرت بدون كمترين توجّهى نسبت به آن ، با همان حالت به نماز خود ادامه داد.
چون از نماز فارغ شد يكى از اصحاب آن حضرت جلو آمد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! چرا هنگامى كه عبا از روى شانه شما افتاد، بدون توجّه به آن ، به نماز خود ادامه دادى !؟
امام عليه السّلام فرمود: اين چه اعتراضى است كه مطرح مى كنى !؟
آيا مى دانى من در حال نماز، در مقابل چه كسى قرار داشتم ؛ و با چه كسى سخن مى گفتم ؟
آيا توجّه ندارى ، هر مقدارى كه از نماز با خلوص و توجّه كامل به خداوند متعال باشد به همان مقدار مقبول درگاه الهى قرار مى گيرد.
آن شخص گفت : پس واى بر حال ما، كه بيچاره هستيم .
و حضرت فرمود: از لطف و رحمت پروردگار مهربان نااميد نباشيد، چون خداوند متعال به وسيله نمازهاى نافله ، نواقص نماز را تكميل و جبران مى نمايد.(3)

4 - روزى شخصى حضرت سجّاد عليه السّلام را تعريف و تمجيد كرد واظهار علاقه شديدى نسبت به آن حضرت داشت .
امام عليه السّلام فرمود: خداوندا، به تو پناه مى برم از اين كه مبادا ديگران مرا دوست بدارند، در حالى كه تو مرا دشمن داشته باشى .
همچنين حكايت كره اند:
روزى كه عيد عرفه بود، آن حضرت از محلّى عبور مى نمود، عدّه اى را مشاهده كرد كه در حال گدائى بودند و از اين و آن تقاضاى كمك مى كردند.
حضرت با حالت تعجّب به آن ها نگاهى نمود و فرمود: واى بر شما، كه در مثل چنين روزى - روز عرفه - از غير خداوند متعال ، كمك مى طلبيد و چشم اميد به ديگران بسته ايد.(4)

5 - مرحوم كلينى رحمة اللّه عليه در كتاب شريف كافى آورده است :
شخصى به نام سعيد بن مسيّب حكايت كند:
روزى به محضر مبارك امام سجّاد علىّ بن الحسين عليهماالسّلام وارد شدم در حالتى كه آن حضرت مشغول خواندن نماز بود، پس چون نماز خود را به پايان رساند، شخصى درب خانه را زد.
حضرت فرمود: سائلى - گدائى - آمده است و تقاضاى كمك دارد، او را نااميد مگردانيد(5)



1- دعوات راوندى : ص 71، و مستدك الوسائل : ج 6، ص 350، ح 3.
2- اصول كافى : ج 1، ص 338، ح 8.
3- دعائم الا سلام : ج 1، ص 158، مستدرك الوسائل : ج 4، ص 103، ح 29.
4- بحارالا نوار: ج 46، ص 62.
5- كافى : ج 4، ص 15، ح 4، حلية الا برار: ج 3، ص 259، ح 5.





نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


شهادت امام جواد(ع)

شهادت جانسوز نهمین امام شیعیان، جواد الائمه، امام محمد تقی (ع) را به فرزندشان،
حضرت مهدی (عج) و تمامی دوستان و همراهان بلاگ در انتظار طلوع خورشید تسلیت عرض می نمایم.





نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


مدح و منقبت امام جواد(ع)


اى آن كه بر تمام خلايق تو رهبرى

بر ممكنات سيّد و سالار و سرورى
 
آن جا كه آفتاب رخت جلوه گر شود
 
خورشيد، زهره مى شود و ماه مشترى
 
شاه نهم ، امام نهم ، حجّت نهم
 
نور نهم ، ز نور خداوندِ اكبرى
 
از كثرت لطافت جسم مجرّدى
 
با يك جهان شرافت روح مصوّرى
 
هم جانشين هشت امامى به روزگار
 
هم از شرف ، امام دهم را تو مظهرى
 
آمد تو را جواد لقب ، زانكه جود تو
 
از ياد برد حاتم و آن جود جعفرى
 
از آدم و خليل ، هم از يوسف و مسيح
 
وزخَلْق و خُلق ، صورت و سيرت نكوترى 


شاعر: ذاکر




نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


شفابخشی جوادالائمه(ع)
شفابخشی امام محمد تقی(ع)
حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد (ع) همانند ديگر ائمّه اطهار و انبياء عظام (ع) در تمام علوم و كمالات نسبت به ديگر انسان ها برتر و والاتر بود، همچنين آن حضرت در تشخيص مرض ها و چگونگى درمان آن ها به طور معجزه آسا و خارق العاده عمل مى نمود.
در اين رابطه ، مرحوم راوندى و ديگر بزرگان به نقل از شخصى به نام علىّ بن اءبى بكر حكايت كرده اند:
روزى به محضر مبارك امام محمّد جواد (ع) شرفياب شدم و اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! كنيزى دارم كه ناراحتى درد پا دارد، خواهشمندم چنانچه ممكن است براى معالجه و درمان او مرا راهنمائى بفرما؟
حضرت فرمود: او را نزد من بياور،
هنگامى كه كنيز را خدمت آن حضرت آوردم ، از او سؤ ال نمود: ناراحتى تو چيست ؟
كنيز در پاسخ گفت : ران پايم به شدّت درد مى كند به طورى كه توان حركت ندارم .
بعد از آن امام (ع) از روى لباس هاى كنيز، دستى روى پاى او كشيد و در همان لحظه ، كنيز گفت : درد پايم خوب شد و ناراحتى كه داشتم ، برطرف گرديد و بعد از آن هم هيچ موقع احساس درد و ناراحتى نكرده ام .(1)

همچنين مرحوم بحرانى و ابن شهرآشوب و ديگران به نقل از شخصى به نام اءبوسلمه حكايت كنند:
مدّت زمانى بود كه سخت ناشنوا شده بودم و هيچ صدائى را نمى شنيدم تا آن كه روزى خدمت حضرت ابوجعفر، امام جواد (ع)شرف حضور يافتم .
همين كه بر آن حضرت وارد شدم ، متوجّه شد كه من ناشنوا هستم ، به همين جهت با اشاره به من خطاب كرد و فرمود: نزديك بيا، وقتى نزديك امام (ع) رفتم ، حضرت دست مبارك خويش را بر سر و گوش من كشيد؛ و فرمود: بشنو و خوب توجّه و دقّت كن .
اءبوسلمه افزود: سوگند به خداوند، بعد از آن تمام صداها و سخن ها را خوب مى شنيدم و هيچ گونه ناراحتى و مشكلى نداشتم و حتّى سخن ها و صداهاى آهسته را كه ديگران به سختى متوجّه مى شدند، من خيلى خوب و آسان مى شنيدم و متوجّه مى شدم (2)

پی نوشت:

1 - الثّاقب فى المناقب : ص 522، ح 455، مدينة المعاجز: ج 7، ص 396، ح 2404.
2 - الخرائج والجرائح : ج 1، ص 376، ح 3، كشف الغمّة : ج 2، ص 366، بحارالا نوار: ج 50، ص 46، ح 21




نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


غروب...

از على (ع) بانك اذان امشب بگوش ما نيامد       مسجد كـوفه پـر از جـمـعيت و مـولا نيامد
 
نخل هاى كوفه مى گريند و مى گويند با هم      آن كه شد با اشك چشمش ابيار ما نيامد


شهادت اولین شهید محراب ، حضرت علی(ع) را به تمامی دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.








نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


دانه های تسبیح....

روايت شده است :
هنگامى كه حضرت زين العابدين عليه السلام را نزد يزيد بردند، يزيد تصميم گرفت ايشان را بكشد. ازاين رو، شروع به صحبت كرد تا شايد حضرت سخنى گويد كه موجب قتلش بشود، ولى امام سجاد عليه السلام همان اندازه سخن مى گفت كه يزيد با ايشان گفتگو كرده بود. در دست حضرت تسبيح كوچكى بود كه با انگشتانش آن را مى چرخانيد و صحبت مى كرد. يزيد عليه اللعنه گفت : من با تو صحبت مى كنم و تو پاسخ مرا در حالى مى دهى كه انگشتانت تسبيح را مى چرخاند، چگونه اين كار را روا مى دانى ؟
حضرت فرمود: پدرم از جدم به من خبر داد هنگامى كه نماز صبح را مى خواند و از جا حركت مى كرد، چيزى نمى گفت تا اين كه تسبيح را به دست گرفته اين دعا را مى خواند:

اللهم اصبحت اسبحك و احمدك و اهللك و اكبرك بعدد ما ادير به سبحتى .
خداوندا! من صبح كردم در حالى كه تو را تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير و تمجيد مى گويم ، به تعداد دانه هاى تسبيحى كه مى گردانم .

و سپس تسبيح را به دست گرفته آن را مى چرخانيد و هر چه دلش ‍ مى خواست سخن مى گفت بدون اين كه ذكرى و تسبيحى بگويد و مى فرمود كه اين برايش حساب شده موجب حفظ و نگهدارى اوست تا اين كه به رختخوابش مى رفت . آن هنگام كه در بسترش جاى مى گرفت ، همان ذكر را مى گفت و تسبيح را زير سرش مى گذاشت . از آن لحظه تا وقتى كه از خواب برمى خاست ، براى آن حضرت ذكر و تسبيح به شمار مى آمد. من در اين كار به جدم اقتدا كرده و به خاطر پيروى از او انجام داده ام .
يزيد عليه اللعنه براى چندمين بار به حضرت گفت : من با هيچ يك از شما صحبت نكردم مگر اين كه طورى پاسخ گفت كه بر من چيره شد. و سپس از قتل حضرت صرف نظر كرده و دستور داد ايشان را آزاد كنند.

منبع: دعوات راوندى ، ص 61







نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


لذت عبادت...
الياس از پيامبرانى است كه هنوز زنده (و غايب از نظرها) است ، نقل شده : حضرت عزرائيل نزد او رفت ، تا روحش را قبض كند.
الياس به گريه افتاد،
عزراييل گفت : آيا گريه مى كنى با اين كه به سوى پروردگارت باز مى گردى .
الياس گفت : گريه ام براى مرگ نيست ، بلكه براى شبهاى (طولانى ) زمستان و روزهاى (گرم و طولانى ) تابستان است ، كه دوستان خدا در اين شبها، به عبادت مى گذرانند، و در اين روزها روزه مى گيرند، و در خدمت خدا هستند، واز مناجات با محبوب خود (خدا) لذت مى برند، ولى من ميخواهم از صف آنها جدا گردم و اسير خاك شوم .
خداوند به الياس وحى كرد: تو را به خاطر آنكه دوست دارى در خدمت ما باشى ، تا روزى قيامت مهلت دادم ، تا زنده باشى (و از آنچه كه گفتى و دوست دارى در صف اولياى خدا باشى جدا نگردى )چ


کاش ما هم قدری از این لذت عبادت را درک می کردیم...

شاید اگر طعم لذت عبادت را بچشیم....دیگر هیچ چیز به اندازه عبادت برایمان لذت بخش نباشد...

کاش معشوق ما خدا باشد و ما عاشق او....

در عبادت کنیم عشق بازی و در سجده کنیم مدح زیبایی او....


خدایا به ما لذت عبادتت را بچشان.....الهی آمین....






نوشته شده در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 توسط احسان | لينک ثابت |


فاطمه(س) امده است...


   بــزمى بـه حـريـم كـبريا بر پاشد     كوثر ز خدا به مصطفى اعطا شد

 
  يك قطره اب كـوثـر افتاد به خاك     صد شاخه گل محمدى پيدا شد

 

http://heyat-aliasghar4.persiangig.com/image/1.jpg


ولادت با سعادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) را به فرزنشان حضرت امام مهدی(عج) و شما دوستدارن آن حضرت تبریک می گویم.

روز زن را هم به تمامی زنان مسلمان بخصوص مادران عزیز تبریک می گویم.





نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 توسط احسان | لينک ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
/divdiv class=center-line1¢ target=_blank onsubmit=textdiv style=div style=-BlogTitle-/divb-BlogTitle-br!DOCTYPE HTML PUBLIC -BlogTitle-brbr!DOCTYPE HTML PUBLIC -BlogTitle-bra href=-BlogTitle-padding: 0px 0px 5px 0px-BlogTitle- br !DOCTYPE HTML PUBLIC -BlogAndPostTitle-div style= href=marquee scrollamount= -BlogAndPostTitle-/script a href=div style= alt=GetBC(div style= alt= href=font color=/div-PostLink-!DOCTYPE HTML PUBLIC div style=-BlogAndPostTitle- div style= alt= href=/div div style= alt=ادامه مطلب div style= alt= href= div style= alt= alt= div style= alt= href=/b30background-color: #33CC66; text-align:right;color:#000;direction:rtlspan style=!DOCTYPE HTML PUBLIC div class=center-line11!DOCTYPE HTML PUBLIC BlogLinkDump/span/b-PostTime-