
حضرت جواد الائمّه، امام محمّد تقى صلوات اللّه علیه حكایت فرماید: روزى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله توسّط سلمان فارسى رضوان اللّه تعالى علیه پیامى براى حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها فرستاد.
سلمان گوید: همین كه جلوى در منزل آن مخدّره رسیدم، ایستادم و سلام كردم؛ سپس متوجّه شدم كه حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها مشغول قرائت قرآن است و آهسته آیات قرآن را بر لب زمزمه مى نماید.
و دیدم كه سنگ آسیاب بدون آن كه دست حضرت روى آن باشد، در حال چرخش و دور زدن است و كسى را نزد حضرتش نیافتم .
برگشتم نزد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و عرضه داشتم : یا رسول اللّه ! جریان مهمّ و عظیمى را مشاهده كردم !!
حضرت فرمود: آنچه را دیدى بیان كن؟
گفتم : همین كه جلوى در منزل دخترت ، فاطمه سلام اللّه علیها رسیدم و سلام كردم ، متوجّه شدم كه وى آهسته قرآن مى خواند و سنگ آسیاب مى چرخید و كسى را هم نزد او نیافتم .
پس حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى سلمان ! خداوند قلب دخترم ، فاطمه را سرشار از ایمان نموده است، او تمام وجودش ایمان و یقین مى باشد و غرق در طاعت و عبادت پروردگار گشته بود.
لذا خداوند متعال فرشته اى را به نام روفائیل رحمت فرستاده است تا وى را كمك نماید.
و همان فرشته بوده است كه سنگ آسیاب را براى دخترم فاطمه ، مى چرخانیده است .
و سپس افزود: بدان كه خداوند مهربان تمام امور دنیا و آخرت فاطمه را كفایت خواهد نمود.
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
الثّاقب فى المناقب : ص 290 ، ح 248.
بهترین طریق شناخت یک زن تعریف و توصیف شوهرش میباشد. زیرا شوهر از افراد دیگر، حتی از پدر و مادر، همسرش را بهتر میشناسد و بر خفایای افکار و رفتار و عادتهای خوب یا بد او آشناتر است. بنابراین حضرت علی علیه السلام همسرش زهرا علیهاالسلام را کاملاً میشناسد و بهتر از دیگران میتواند تعریف و توصیف نماید.
امیرالمؤمنین سخنان فراوانی درباره زهرا دارد لیکن در اینجا به دو کلام اکتفا میشود:
کلام اول را بامداد اولین روز عروسی در جواب سؤال پیامبر اکرم فرمود. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله صبح اولین روز عروسی وارد حجله شد، از داماد پرسید: کیف وجدت اهلک؟ فقال: نعم العون علی طاعة اللَّه [بحار ج 43 ص 117.]
یعنی رسول خدا از حضرت علی(علیهالسلام) پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ او در جواب عرض کرد: او بهترین یاور است بر اطاعت خدا.
بقيه در ادامه مطلب...

اين مطلب رو چند وقت پيش خوندم....تصميم گرفتم توي چنين روزهايي توي وب قرار بدم....
واقعا چه بر سر بانوان ما آمده كه اينگونه به دنبال پوششي هستند كه بهتر بدنشان در معرض ديد قرار گيرد.
دستور ساختن تابوت
روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند مىدانم آنچه را كه با آن جنازهى زنان را حمل مىكنند كه پارچهاى روى جنازهى آنها مىاندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص مىدهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شدهام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمىسازى كه مرا بپوشاند.
اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مىخواهى مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.
اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخهى خرما طلبيد و آن را بر پايههاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچهاى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.
فاطمه (س) آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.
و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا (س) آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود: اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد مىشود!





برآورده شدن حوائج شیعیان توسط امام کاظم (علیه السلام)


پیشنهاد می کنم دانلود کنید
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
بـه سیـدالشهدا بـا ادب سلام کنید
جهـانیـان شنـوید ایـن نـدا مبارک باد
طلـوع نـور سـراج الهـدا مبـارک باد
به ملک خون شرف مقتدا مبارک باد
خـدای عــزّوجــلّ را فدا مبـارک باد
بهــار رحمــت بــی ابتـدا مبـارک باد
شـب ولادت خــون خـدا مبارک باد
پیمبران شب عید است، احترام کنید
حسین آمـده از جای خود قیام کنید
شبیخوش است به شادی سحرکنید امشب
فرشتـگان خـدا را خبـر کنید امشب
بــر آفــتـــاب ولایـــت نــظــــر کــنــیـد امشب
لباس نور سراسر به بر کنید امشب
بــه شهــــر آل مـــحــمــّد سفـر کنید امشب
ز کوچههای مدینه گذر کنید امشب
به بیت وحی ز هر جانب احترام کنید
بـه سیـدالشهدا بـا ادب سلام کنید
خـجــســتــه آیـنــه کـبــریــاست این مولود
تـمـــام آرزوی انــبــیـــاســــت این مولود
سـلـــالـــه علــیِ مــرتضــاسـت این مولود
به زخم سینه قـرآن، شفاست این مولود
مقام و زمزم و سعی و صفاست این مولود
بــر او سـلام که خون خداست این مولود
خـدا در آینه حسن او خدا را دید
جمال احمد و زهرا و مرتضا را دید
ســلــام خـالــق منّـان بــه جان و پیکر او
به اشک شوق نبی شسته گشته منظر او
چه چشمها که بوَد چشمههـای کوثر او
پیــمــبــــران خـدا تشنـــــهکـــام ساغـر او
چــراغ عــالــمــیــــان عـــارض منـــوّر او
بـه بـوسههـــای نبــی غرق، پای تا سر او
ز بس قداست توحید و روح قرآن داشت
نبی به پیکـر او دست بی وضو نگذاشت
کـتـــاب مــحـــکـــم پــــروردگـار، محکـم از اوست
قــســم بــه خــالـــق عـالم، تمام عالـم از اوست
جـلالــت و شـــرف و قــــدْر و جــــاه آدم از اوست
جهـان از اوست، نه تنها جهان، جنان هم از اوست
به جـز خـدایی حـق، هستِ حق مسلّم از اوست
مگر نه اینکه خداوندگار حی ودود
وجود را به طفیل حسین داد وجود
الا به جان و تنت از خـدا سلام! حسین
هماره درس تو بر نسلها قیـام حسین
تـو دادهای تو، به آزادگی قــوام حسین
خــدا گـرفتـه ز نـام تـو احـتـرام حسین
عبادتِ همه بیمهر تـو، حـرام حسین
قسم به دین خدا دین تویی امام حسین
قسم به کعبه که تو کعبه دل همهای
کــه هــم عــزیــز خدا، هـم عزیـز فاطمهای
لـوای تو بــه روی شانــهها، لــوای خداست
صـدای تـو بــه سرنیـزههـا، صدای خداست
دلی که ظرف ولای تو گشت، جای خداست
روی مـنـیــر تـــو رویِ خـدانـــمای خـداست
ثـنـــای تــو ز ازل ذکـر انـبـیــــــای خـداست
بــریده دسـت تـو دستِ گرهگشای خداست
همـاره نـام تو تا حشر سیدالشهداست
به خون پاک تو سوگند، خونبهات خداست
فــرشتـگــان سمــاوات خــاکسار توأند
پـیـمبــران هـمــگــی زائــر مــزار توأند
تو خود بهشت و شهیدان گلِ مزار توأند
خوش آن گروه که پیوسته بیقـرار توأند
اگـر چـه خانـه بـه دوشند، در جوار توأند
نگـارهـا همـه در مـوج خـون، نـگار توأند
ز قطره قطره خـونت مسیح میجوشد
ز کام خشک تو دین، آب زندگی نوشد
زمـیـنـیــان سمــایــی ز دام تـــن رستند
جـدا ز سلسلــهات نـیستنــد تـا هستند
به غرفههای ضریح تـو دسـت دل بستند
در آن زمـان کــه نــبـودند، بــا تو پیوستند
بــه خـاک کـــوی تـو آیینـه درون شستند
جبین خویش به سنگ غم تو بشکستند
به هـر نفس دلشان بزم یادواره توست
کتاب محکمشان جسم پارهپاره توست
هــــزار یــوســـف مــصــــری اسیـر بازارت
خـــداست مـشتـــری لالـــههـــای ایثـارت
لـــــوای ســـرخ خــــدا در کــــف علمدارت
نـدیـــده، خـلـق دو عــالــم شده خـریدارت
ز چشم ماست روان اشک چشم خونبارت
گُــلِ بــهشـت دل مــاسـت، شعلــه نـارت
سلام گرم خدا بر گلوی عطشانت
هزار مرتبه جان جهان به قربانت
هــنـوز سینـه مـا داغـدار توست حسین
هنوز فصل خزان هم بهار توست حسین
هنــوز دیـــده مـا اشکبـار توست حسین
هنــوز جـان جهان بیقرار توست حسین
هنــوز در نفس مـا شـرار توست حسین
هنــوز عـزّت مـا در جــوار توست حسین
هنوز شیعه ز خون تو چهره میشوید
هنوز بهـر تو «میثم» قصیده میگوید
"غلامرضا سازگار"
گروه دین و اندیشه تبیان
| از شبستان ولايت ، قمرى پيدا شد |
| از گلستان هدايت ، ثمرى پيدا شد |
| بحر موّاج كرم ، آمده در جوش و خروش |
| كه ز درياى عنايت گهرى پيدا شد |
| شب ميلاد جواد است ، ندا زد جبريل |
| كز پى شام مبارك ، سحرى پيدا شد |
| از افق ماه درخشان رجب داد نويد |
| كه ز خورشيد ولايت قمرى پيدا شد |
| نام نيكوش محمّد، لقب اوست جواد |
| در صفات ملكوتى ، بشرى پيدا شد |
شناسنامه امام محمد تقی سلام الله علیه
مقام: امام نهم
نام: محمّد
لقب: جواد، التقی
1- تهذيب شيخ طوسى :، ج 1، ص 465، ح 168.
2- بحار الا نوار: ج 43، ص 91، ح 16.
3- بحار الا نوار: ج 43، ص 89 ح 11 و 12.
4- بحار الا نوار: ج 43، ص 86 بنقل از تفسير ثعلبى .
5- مستدرك الوسائل : ج 5، ص 244، ح 1.

داستان زیبای به مادرت بگو... تقدیم به تمامی خوانندگان بلاگ در انتظار طلوع خورشید....

سگرمه هاي درهم سيد مي گفت او گرفتاري خاصي دارد و گرنه او آدمي نبود که با مسائل مشکلات معمولي و طبيعي روزگار شادابي و طراوت هميشگي اش را از دست بدهد.
سيد جوان با صفايي بودف اما پختگي ويژه اي که داشت او را بسيار فراتر از سن و سالش نشان مي داد. شايد يکي از دلايلي که باعث شده بود من با اختلاف سني حدود بيست و پنج سال با او دوست باشم همين پختگي اش بود.
رفاقت من و سيد به حدي بود که در چنين حالتي به خودم اجازه بدهم و از علت ناراحتي اش بپرسم. سيد هم اين را مي دانست اما طفره رفت تا اينکه بالاخره راضي اش کردم حرف دلش را بگويد.
حدود يک ماه از نامزدي سيد مي گذشت و با اينکه قبل از نامزدي با پدر همسرش به توافق رسيده بود که نامزدي شان يک سال طول بکشد تا دست و بال سيد باز بشود و بتواند خانه اي اجاره کند ، اما پدر نامزدش در آستانه دومين ماه نامزدي سيد به او گفته بود زودتر بساط عروسي را رو به راه کند ...
ابن ابی یعفور می گوید:
به حضور امام صادق(ع) رسیدم و عرض کردم:
«بفرمایید چه زمانی انسان به خدا و خدا به او نزدیک است؟»
فرمود: «وقتی که اخر شب برخیزد، در حالی که چشمهایش خواب هستند، وضویی شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بایستد و با حضور قلب و توجه به خدا، تکبیر نماز گفته و حمد و سوره را بخواند و دو رکعت نماز بخواند...»
پنج درس آموزنده و ارزنده از پیامبر(ص)
1 - روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در جمع عدّه اى از اصحاب خود فرمود:
خداوند متعال ، هفت هزار سال پيش از آن كه دنيا را بيافريند، من وعلىّ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام -، را آفريده است .
يكى از اصحاب به نام معاذ بن جبل سؤ ال كرد: در اين مدّت زمان طولانى كجا و در چه حالى بوديد؟حضرت فرمود: در پيشگاه عرش الهى ، مشغول تسبيح و حمد وثناى خداوند سبحان بوديم .(1)
2 روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بر گروهى از انصار كه در يكى از خانه هايشان اجتماع كرده بودند، وارد شد و پس از سلام بر آن ها، فرمود:
در چه حالتى هستيد؟
پاسخ دادند: مؤ من هستيم ، حضرت فرمود: آيا بر ادّعاى خود دليل و برهانى هم داريد؟
گفتند: بلى ، در حال رفاه و نعمت ، شكر و سپاس خدا گوئيم و در حال سختى و مصيبت ، صبور و شكيبا هستيم ، و به آنچه از طرف خداوند به ما مى رسد، راضى و خوشنود مى باشيم .
حضرت فرمود: بلى ، شما درست گفتيد، ثابت قدم باشيد.(2)
3 امام علىّ صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:
هنگامى كه جنازه برادرم حمزه را آوردند، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به همسران خود دستور داد كه براى خانواده اش طعام تهيّه كنند و براى ايشان بفرستند؛ چون آن ها مصيبت ديده اند و حوصله تهيّه غذا را ندارند.
همچنين دستور فرمود: در همين غذائى كه براى صاحبان عزا مى فرستيد؛ شما نيز با آنان ، هم غذا شويد.(3)
4 امام محمّد باقر عليه السلام فرمود:
روزى عمّار ياسر نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضر شد و عرض كرد: يا رسول اللّه ! من شب گذشته ، جُنب شدم و چون آب براى غسل نداشتم ، لباس هاى خود را در آوردم و سپس روى خاك ها افتادم و در خاك ها غلتيدم تا تمام بدنم خاك مال شود.
حضرت تبسمّى نمود واظهار داشت : اين كار صحيح نبود و سپس كف دست هاى خود را بر زمين زد و كف دست راست خود را بر پشت دست چپ و نيز دست چپ را بر پشت دست راست كشيد.
و بعد از آن با دو كف دست بر پيشانى خود مسح نمود و افزود: اين چنين تيمّم كنيد كه خداوند دستور داده است .(4)
5 عبداللّه بن عبّاس حكايت كند:
روزى عدّه اى از فقراء و مساكين نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و اظهار داشتند: يا رسول اللّه ! ثروتمندان ، همانند ما نماز و روزه انجام مى دهند و نيز چون ثروت دارند صدقه مى دهند و انفاق مى كنند؛ ولى ما محروم هستيم و توان انجام اين خيرات را نداريم .
حضرت رسول فرمود: هنگامى كه سلام نماز را گفتيد، 33 مرتبه بگوئيد: سبحان اللّه ، و 33 مرتبه الحمد للّه ، و 34 مرتبه اللّه اكبر، وبعد از آن 30 مرتبه لااله الاّ اللّه بگوئيد تا تمامى آنچه را كه ثروتمندان انجام مى دهند، شما هم ثواب آن را دريابيد.(5)
پی نوشت:
1- علل الشّرايع : ص 139، مدينة المعاجز: ج 3، ص 229، ح 9.
2- مستدرك الوسائل : ج 2، ص 421، ح 10، دعائم الاسلام : ج 1، ص 223.
3- دعائم الاسلام : ج 1، ص 239، مستدرك الوسائل : ج 2، ص 380.
4- مستدرك الوسائل : ج 2، ص 536، ح 2 و 3.
5- مستدرك الوسائل : ج 5، ص 39، ح 5، جامع الا خبار: ص 63.
چهل حديث منتخب از پیامبر اکرم(ع)
1 قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
لاتُضَيِّعُواصَلوتَكُمْ، فَإ نَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ اءنْ يُدْخِلَهُ النّارَمَعَ الْمُنافِقينَ.(1)
ترجمه :
فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.
2 قالَ صلّى اللّه عليه و آله : مَنْ مَشى إ لى مَسْجِدٍ مِنْ مَساجِدِاللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَةٍ خَطاها حَتّى يَرْجِعَ إ لى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَناتٍ، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجاتٍ.(2)
فرمود: هر كس قدمى به سوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مى شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى يابد.
3 قالَ صلّى اللّه عليه و آله : اَلْجُلُوسُ فِى الْمَسْجِدِ لاِنْتِظارِ الصَّلوةِ عِبادَةٌ مالَمْ يَحْدُثْ، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَا الْحَدَثُ؟ قالَ: الْغِيْبَةُ.(3)
ترجمه :
فرمود: نشستن در مسجد جهت انتظار وقت نماز عبادت است تا موقعى كه حَدَثى از او صادر نگردد.
سؤ ال شد: يا رسول اللّه ، منظور از حدث چيست ؟
ترجمه :
فرمود: غيبت و پشت سر ديگران سخن گفتن .
4 ... بَيْنَما رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إ ذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى ، فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيَمُوتُنَّ عَلى غَيْرِ ديني .(4)
ترجمه :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول نماز گشت و ركوع و سجودش را كامل انجام نداد و عجله و شتاب كرد.
حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است .
هر چقدر توی اینترنت و جاهای دیگه جستجو کردم هیچ مولودی برای ولادت امام موسی کاظم(ع) پیدا نکردم...جایی نوشته بودن چون ماه صفر هستش جایی برای این امام مولودی گرفته نمیشه و زیاد اهمیت داده نمیشه...
من تصمیم گرفتم که هر طوری که می تونم ولادت ایشان رو خوب برگزار کنم ، حتی شده توی همین وب....

پنج درس آموزنده ارزشمند از امام موسی کاظم(ع)
1 شخصى به نام مرازم گويد:
روزى جهت زيارت و ملاقات امام موسى كاظم عليه السلام به سوى مدينه طيّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در اين ميان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذيرفت كه با من ازدواج نمايد.
سپس به دنبال كار خويش رفتم ؛ و چون شب فرا رسيد به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سريع دست خود را بر سينه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.
فرداى آن شب ، چون بر مولايم امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شيعه و دوست ما نيست .(1)
بقیه در ادامه مطلب...

اشعار از شاعر محترم : آقاى رضائى .
خودآرائى براى همسر
يكى از راويان حديث ، به نام حسن بصرى - كه شغلش توليد روغن زيتون بود - گويد:
روزى به همراه يكى از دوستانم - كه از اهالى بصره بود - به محضر مبارك امام محمّد باقر عليه السلام شرف حضور يافتيم .
و هنگامى كه وارد شديم ، حضرت را در اتاقى مرتّب و مزيّن ديديم ، كه لباسى تميز و زيبا پوشيده است و خود را خوشبو و معطّر گردانيده بود.
پس مسائلى چند از حضرتش سؤ ال كرديم و جواب يكايك آن ها را شنيديم ؛ و چون خواستيم از خدمت آن بزرگوار خارج شويم ، فرمود: فردا نزد من بيائيد.
و من اظهار داشتم : حتما شرفياب خواهيم شد.
بنابر اين فرداى آن روز به همراه دوستم به محضر امام عليه السلام وارد شديم و حضرت را در اتاقى ديگر مشاهده كرديم ، كه روى حصيرى نشسته است و پيراهنى ضخيم و خشن نيز بر تن مبارك دارد.
پس از آن كه در حضور ايشان نشستيم ، روى مبارك خود را به سمت دوست من كرد و فرمود: اى برادر بصرى ! مى خواهم موضوعى را برايت روشن سازم ، تا از حالت شگفت و تحيّر در آئى ، ديروز كه بر من وارد شُديد و مرا با آن تشكيلات ديديد، آن اتاق همسرم بود و تمام وسائل و امكانات آن ، مال وى بود كه او آن ها را براى من مرتّب و مزيّن ساخته بود؛ و من نيز در قبال آن آراستگى و زينت ، لباس زيبا پوشيده و خود را براى همسرم آراسته و معطّر گردانيده بودم .
زيرا همان طورى كه مرد علاقه دارد همسرش خود را فقط براى او بيارايد، مرد نيز بايد خود را براى همسر بيارايد تا مبادا به نوعى دلباخته ديگرى گردد.
(بحارالا نوار: ج 46، ص 293، ح 20، كافى : ج 6، ص 448.)
1 - امام جعفر صادق عليه السلام حكايت نمايد:
روزى پدرم - امام محمّد باقر عليه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضى روش هائى را چون : در آغوش گرفتن ، روى زانو نشاندن ، بوسيدن و اظهار محبّت و مهربانى كردن ، كه نسبت به بعضى از فرزندانم انجام مى دهم .
با اين كه مى دانم شايسته آن محبّت ها نيستند؛ بلكه ديگرى شايسته و مستحقّ آن مهربانى ها و محبّت ها است .
اين برخورد يكسان من با آن ها به خاطر آن است كه آنچه برادران حضرت يوسف عليه السلام با وى انجام دادند، در بين فرزندان من واقع نشود.و خداوند حكيم داستان حضرت يوسف عليه السلام را به عنوان درس و تنبيه بيان كرده است تا آن كه حسادت و كينه در خانواده ها و جامعه ما نباشد و آنچه بر سر يوسف عليه السلام آمد، بر فرزندان و برادران ما نيايد.(1)
بقیه در ادامه مطلب...
دانلود 20 عکس ویژه ولادت امام محمد باقر(ع)


بقیه رو دانلود کنید از اینجا...

پنج درس آموزنده سعادت بخش از امام سجاد(ع)
1 - مرحوم قطب الدّين راوندى در كتاب خود آورده است :
امام سجّاد صلوات اللّه عليه چون نماز صبح را به جا مى آورد؛ در جايگاه خود مى نشست و دعا مى خواند تا موقعى كه خورشيد طلوع نمايد؛ و پس از طلوع خورشيد، دو ركعت نماز براى سلامتى خود و افراد خانواده اش مى خواند و سپس مختصرى مى خوابيد.
و چون از خواب بيدار مى شد، دندان هاى خود را مسواك مى نمود و بعد از آن مشغول صرف صبحانه مى گرديد.(1)
2 - مرحوم كلينى ، به نقل از حضرت صادق آل محمّد عليهم السّلام حكايت فرمايد:
هرگاه يكى از دامادهاى امام سجّاد عليه السّلام داخل منزل وى مى گرديد و بر حضرتش وارد مى شد، امام سجّاد عليه السّلام عباى خود را از دوش بر مى گرفت و براى او پهن مى نمود تا روى آن بنشيند.
و سپس به داماد خود مى فرمود: خوش آمدى ، كه تو هم تاءمين كننده هزينه هاى خانواده خود و هم ، نگه دارنده ناموس خود از شرّ هواهاى نفسانى و اجانب هستى .(2)
3 - روزى امام سجّاد عليه السّلام مشغول خوندن نماز بود، كه در بين نماز عباى آن حضرت از روى شانه اش افتاد و حضرت بدون كمترين توجّهى نسبت به آن ، با همان حالت به نماز خود ادامه داد.
چون از نماز فارغ شد يكى از اصحاب آن حضرت جلو آمد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! چرا هنگامى كه عبا از روى شانه شما افتاد، بدون توجّه به آن ، به نماز خود ادامه دادى !؟
امام عليه السّلام فرمود: اين چه اعتراضى است كه مطرح مى كنى !؟
آيا مى دانى من در حال نماز، در مقابل چه كسى قرار داشتم ؛ و با چه كسى سخن مى گفتم ؟
آيا توجّه ندارى ، هر مقدارى كه از نماز با خلوص و توجّه كامل به خداوند متعال باشد به همان مقدار مقبول درگاه الهى قرار مى گيرد.
آن شخص گفت : پس واى بر حال ما، كه بيچاره هستيم .
و حضرت فرمود: از لطف و رحمت پروردگار مهربان نااميد نباشيد، چون خداوند متعال به وسيله نمازهاى نافله ، نواقص نماز را تكميل و جبران مى نمايد.(3)
4 - روزى شخصى حضرت سجّاد عليه السّلام را تعريف و تمجيد كرد واظهار علاقه شديدى نسبت به آن حضرت داشت .
امام عليه السّلام فرمود: خداوندا، به تو پناه مى برم از اين كه مبادا ديگران مرا دوست بدارند، در حالى كه تو مرا دشمن داشته باشى .
همچنين حكايت كره اند:
روزى كه عيد عرفه بود، آن حضرت از محلّى عبور مى نمود، عدّه اى را مشاهده كرد كه در حال گدائى بودند و از اين و آن تقاضاى كمك مى كردند.
حضرت با حالت تعجّب به آن ها نگاهى نمود و فرمود: واى بر شما، كه در مثل چنين روزى - روز عرفه - از غير خداوند متعال ، كمك مى طلبيد و چشم اميد به ديگران بسته ايد.(4)
5 - مرحوم كلينى رحمة اللّه عليه در كتاب شريف كافى آورده است :
شخصى به نام سعيد بن مسيّب حكايت كند:
روزى به محضر مبارك امام سجّاد علىّ بن الحسين عليهماالسّلام وارد شدم در حالتى كه آن حضرت مشغول خواندن نماز بود، پس چون نماز خود را به پايان رساند، شخصى درب خانه را زد.
حضرت فرمود: سائلى - گدائى - آمده است و تقاضاى كمك دارد، او را نااميد مگردانيد(5)
1- دعوات راوندى : ص 71، و مستدك الوسائل : ج 6، ص 350، ح 3.
2- اصول كافى : ج 1، ص 338، ح 8.
3- دعائم الا سلام : ج 1، ص 158، مستدرك الوسائل : ج 4، ص 103، ح 29.
4- بحارالا نوار: ج 46، ص 62.
5- كافى : ج 4، ص 15، ح 4، حلية الا برار: ج 3، ص 259، ح 5.

شهادت جانسوز نهمین امام شیعیان، جواد الائمه، امام محمد تقی (ع) را به فرزندشان،
حضرت مهدی (عج) و تمامی دوستان و همراهان بلاگ در انتظار طلوع خورشید تسلیت عرض می نمایم.
اى آن كه بر تمام خلايق تو رهبرى
بر ممكنات سيّد و سالار و سرورى
آن جا كه آفتاب رخت جلوه گر شود
خورشيد، زهره مى شود و ماه مشترى
شاه نهم ، امام نهم ، حجّت نهم
نور نهم ، ز نور خداوندِ اكبرى
از كثرت لطافت جسم مجرّدى
با يك جهان شرافت روح مصوّرى
هم جانشين هشت امامى به روزگار
هم از شرف ، امام دهم را تو مظهرى
آمد تو را جواد لقب ، زانكه جود تو
از ياد برد حاتم و آن جود جعفرى
از آدم و خليل ، هم از يوسف و مسيح
وزخَلْق و خُلق ، صورت و سيرت نكوترى
شاعر: ذاکر


روايت شده است :
هنگامى كه حضرت زين العابدين عليه السلام را نزد يزيد بردند، يزيد تصميم گرفت ايشان را بكشد. ازاين رو، شروع به صحبت كرد تا شايد حضرت سخنى گويد كه موجب قتلش بشود، ولى امام سجاد عليه السلام همان اندازه سخن مى گفت كه يزيد با ايشان گفتگو كرده بود. در دست حضرت تسبيح كوچكى بود كه با انگشتانش آن را مى چرخانيد و صحبت مى كرد. يزيد عليه اللعنه گفت : من با تو صحبت مى كنم و تو پاسخ مرا در حالى مى دهى كه انگشتانت تسبيح را مى چرخاند، چگونه اين كار را روا مى دانى ؟
حضرت فرمود: پدرم از جدم به من خبر داد هنگامى كه نماز صبح را مى خواند و از جا حركت مى كرد، چيزى نمى گفت تا اين كه تسبيح را به دست گرفته اين دعا را مى خواند:
اللهم اصبحت اسبحك و احمدك و اهللك و اكبرك بعدد ما ادير به سبحتى .
خداوندا! من صبح كردم در حالى كه تو را تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير و تمجيد مى گويم ، به تعداد دانه هاى تسبيحى كه مى گردانم .
و سپس تسبيح را به دست گرفته آن را مى چرخانيد و هر چه دلش مى خواست سخن مى گفت بدون اين كه ذكرى و تسبيحى بگويد و مى فرمود كه اين برايش حساب شده موجب حفظ و نگهدارى اوست تا اين كه به رختخوابش مى رفت . آن هنگام كه در بسترش جاى مى گرفت ، همان ذكر را مى گفت و تسبيح را زير سرش مى گذاشت . از آن لحظه تا وقتى كه از خواب برمى خاست ، براى آن حضرت ذكر و تسبيح به شمار مى آمد. من در اين كار به جدم اقتدا كرده و به خاطر پيروى از او انجام داده ام .
يزيد عليه اللعنه براى چندمين بار به حضرت گفت : من با هيچ يك از شما صحبت نكردم مگر اين كه طورى پاسخ گفت كه بر من چيره شد. و سپس از قتل حضرت صرف نظر كرده و دستور داد ايشان را آزاد كنند.
منبع: دعوات راوندى ، ص 61
کاش ما هم قدری از این لذت عبادت را درک می کردیم...
شاید اگر طعم لذت عبادت را بچشیم....دیگر هیچ چیز به اندازه عبادت برایمان لذت بخش نباشد...
کاش معشوق ما خدا باشد و ما عاشق او....
در عبادت کنیم عشق بازی و در سجده کنیم مدح زیبایی او....
خدایا به ما لذت عبادتت را بچشان.....الهی آمین....

ولادت با سعادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س) را به فرزنشان حضرت امام مهدی(عج) و شما دوستدارن آن حضرت تبریک می گویم.
روز زن را هم به تمامی زنان مسلمان بخصوص مادران عزیز تبریک می گویم.