
در کتاب حلیة المتقین از علامه مجلسی آمده است که سلمان با پیامبر(ص) بودن که پیامبر با مرده ای متکلم شدند و از احوال قبر و و مرگ سوال فرمودند. مرده به سلمان گفت جدا کردن به قیچی و بریدن بارها آسانتر است بر من از یک غصه از غصه های مرگ و از غصه موت چنین شدم. من از اهل بیت عبادت بودم، دیدم آمد شخصی بزرگ جثه و عجیب منظر میان آسمان و زمین پس اشاره کرد بچشم و گوش و زبان من که کور و کر و گنگ شدم، در این حال اهل من گریستند و خبر من فاش شد، پس گفتم: تو کیستی که مشغول ساختی مرا از اهل و عیال خود، گفت: من ملک الموت هستم، آماده ام جان تو را بگیرم و نقل دهم ترا از دنیا به آخرت که اجلت سر آمده، در این مخاطبه بودم که دو شخص به نیکوترین صورتی آمدند یکی از جانب راست و یکی از جانب چپ، نشستند و بر من سلام کردند و گفتند: که نامه عملت را آورده ایم، ببین، ما آن دو ملکیم که در دنیا با تو بودیم، رقیب که حسنات را مینوشت و عتید که سیئات را مینوشت، پس دیدم کتاب رقیب را خوشحال شدم و کتاب عتید را گریان شدم، پس ملک الموت گفت: که بشارت باد تو را که از اهل خیری و نزد من آمده و کشید روح مرا و هر جذبه به جای شدتی بود که از آسمان به زمین رسیده پس همیشه به این منوال بود و جذب روح می نمود تا آنکه رسید روح به سینه من و بعد از آن به یک جذبه که اگر بر کوهها گذاشته شود البته گداخته شود قبض روح من کرد از ته بینی من، چون بلند شد شیون و نوحه اهل من پس ملتفت شد به خشم و گفت: ایها الناس چیست سبب گریه شما و الله که من ظلمی نکردم بر او که گریه کنید و نه تعدی که شکوه کنید، غیر از این نیست که من و شما همه بنده پروردگاریم اگر هم به شما امری می فرمود البته شما امتثال می کردید، پس اگر صبر کنید اجر دارید و اگر جزع کنید گناه دارید و چه بازگشت ها که بسوی شما دارم برای بردن پسران و دختران و مادران ، پس برگشت با روح من ملک دیگر رسید و گرفت روح مرا و گذاشت بر چیز سبزی و بالا برد به آسمان کمتر از دو چشم بر هم زدن ، چون رسید به نزد سوال پروردگار پرسید از گناه کوچک و بزرگ و از نماز و روزه و خمس و زکات و فرائض واجبه و تلاوت و نماز شب که مردم در خواب بودند و بر والدین و قتل مردم و مال یتیم و مظالم و حقوق ناس و و از مانند اینها، پس برگشت به اذن خدا روح من به سوی زمین، پس مردی آمد و برهنه کرد مرا و شروع به غسل دادن کرد پس صدا کرد روح من که ترا قسم میدهم که مدارا کنی ببدن من که ضعیف است، بخدا قسم که بیرون نیامد از رگی مگر اینکه برید و کشافته شد و نه از عضوی مگر اینکه بر هم کوبیده شد و شکسته شد، به خدا قسم اگر می شنید این ناله را غسال دیگر کسی را غسل نمیداد پس مرا به کفن پیچیدند اولاد مرا تعزیت دادند و گفت بیائید وداع کنید چون فارغ شدند مرا برداشته به تابوتی گذاشتند و روحم در پیش من می رفت و میگفت ای اهل و اولاد من دنیا بازی ندهد شما را مثل من که اینست آنچه من جمع کرده بودم از حلال و حرام واگذاشتم و حذر کنید از چیزیکه می بینید در آن، مرا پس نماز بر من کردند پس برداشته و چون نزدیک قبر رسیدند من هول عظیمی مشاهده کردم . یا سلمان بدانکه چون مرا به قبر گذاشتند چنان بود که مرا از آسمان به زمین انداخته اند و برمن خشت چیدند و خاک ریختند بر من عظیم نمود و چون ندای مراجعت آمد به سوی من روح برگشت و مرا پشیمانی و حسرت گرفت پس گریستم و گفتم ای کاش از ایشان بودم که برگشتند پس از گوشه قبر قائلی دیدم در جواب این آیه را خواند« کلا انها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» در جواب جمعی که بی تدارک از دنیا رفته اند از مشاهده و عقوبت و انتقام الهی آرزو و استدعای رجوع کنند خداوند می فرماید ممکن نیست رجوع، این حرفی است که او میگوید یا بر فرض رجوع عهد من وقوع ندارد و پی سر ایشان برزخی خواهد بود تا روزیکه محشور شوند، گفتم: تو کیستی؟ گفت: خدا مرا موکل کرده برای آگاه کردن خلق بر کردارشان تا بنویسد همه را برابر خدای عزوجل پس کشید و نشاند مرا و گفت بشمار گفتم نمی توانم شمرد گفت نشنیده ای قول خدا را که احصاه الله ونسوه یعنی شمرده و ضبط نموده آنرا خدا و خود فراموش کردید، بنویس من اصلاح می کنم گفتم کاغذ ندارم گفت بگیر یک پاره از کفن خود را پس ناگاه ورقی شده گفتم قلم گفت انگشت شهادت گفتم مرک گفت به آب دهانت پس املاء کرد برمن انچه را که کرده بودم ،گفته بودم در دنیا که در قرآن است« یقولون یا ویلتنا مالهذالکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لا یظلم ربک احدا» یعنی خواهند گفت گنه کاران در وقتیکه نامه عمل خود را ببیند که وای بر ما چیست این نامه که وانگذارده اند هیچ عمل کوچک وبزرگ را مگر شمرده اند و بیابند هر چه عمل کرده بودند حاضر ، ظلم نمیکند پروردگار تو هیچ کس را، پس گرفت کتاب را مهر کرد به من داد و بر گردن من طون کرده پس خیال کردم که کوهها را بر گردن من انداخت گفتم: چرا با من چنین کردی؟ گفت: مگر نشنیدی قول خدای تعالی را«و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیمة کتابا یلقیه منشورا» یعنی هر کسی را لازم گردانیدیم در گردنش نامه عملش را که روز قیامت می پرد و بدست راست یا چپ می آید و بیرون خواهیم آورد برای هر کس روز قیامت کتابیکه ببیند آنرا باز کرده پس به این کتاب مخاطب کرده می شود بنده در قیامت و می آورند تو را و این را در برابر چشمت واکرده شده و نشر کرده شده و به او شهادت می دهی بر نفس خود، پس رفت و ماندم گریان بر خود از حسرت دنیا که کاش عمل خیری کرده یا بدی بر من نوشته نمی شد ناگاه آمد ملکی منکر در کمال عظمت و هیبت منظر و با نهایت وحشت و در جثه مانند کوهی بزرگ و گرزی از آهن که همه از جن و انس نمی توانند جنبانید پس تهدید کرد مرا به جزع و فزع افکند و گرفت دست مرا و بروایتی ریش مرا گرفت و بنشاند و صیحه زد بر من که اگر می شنیدند تمام اهل زمین می مردند و گفت ای بنده خدا خبر ده مرا که کیست پروردگار تو و پیغمبر تو و امام تو و چیست دین تو و بروایتی عمل تو و برچه اعتقاد و بر چه کار بودی در خانه دنیا، پس زبانم بند آمد از ترس متحیر ماندم که چه بگویم و نماند بر من هوشی مگر آنکه مفارقت کرد از فزع، آنگاه دریافت مرا رحمتی از حق تعالی که دلم را نگاه داشت و پشتم را قوی کرد گفتم می دانم که الله تعالی رب من و پروردگار من است و محمد مصطفی (ص) پیغمبر من و اسلام دین من و کعبه قبله من و علی بن ابیطالب(س) امام من است و ائمه هدی(ع) پیشوای من و مومنان برادر من و جمیع آنچه رسول خدا خبر داده تمام حق است و روز قیامت خواهد بود و خداوند عالم بیرون خواهد آورد هر که را که در قبرهاست. گفت نجات یافتی حالا بشارت باد تو را به سلامت پس رفت بازآمد نکیر از او شدید تر حیران شدم و به لطف خدا که الهام حجت من نمود جواب به درستی گفتم. گفت بشارت باد تو را بهشت ابدی و خوابانید مرا و گفت خواب راحت کن به مثل داماد پس گشود دری از بالای سر من از بهشت و پایین پای من دری از جهنم پس گفت نجات نیابی مگر به معرفت پروردگار خود و پیغمبر خود و امامان خود پس بست از من در آتش را و داخل شد از در بهشت نسیم و نعیم پس چراغی افروخت در قبر من روشن تر از آفتاب و بیرون رفت. این است احوال من و به شهادت می طلبم خدا را که به درستی تلخی موت در گلوی من است تا قیامت پس با خبر باش و با حذر باش ای سوال کننده و بترس از احوالی که اطلاع یافتی و آنچه ذکر کردم با صالح مومن بود و اما غیرصالح پس در جواب منکر از ترس او میگوید که پروردگار من تویی گوید دروغ گفتی ای دشمن خدا و رسول بزند ضربتی که جدا شود از هم اعضای او پس نکیر هم ضربتی بزند که برسد تا پنچ طبقه زمین و با کفار در آتش دوزخ باشد.
منبع: کتاب حلیة المتقین نوشته علامه مجلسی
نمردن. مزد روزه گرفتن
ماجرای مردن و زنده شده من مربوط است به یازده سال قبل که مردی 33 ساله بودم و صاحب زن و سه فرزند که همگی در روستا زندگی می کردیم. در خانواده ای که من به دنیا آمده و بزرگ شده بودم، روزه گرفتن امری کاملا طبیعی بود. والدینم خصوصا پدرم بسیار مومن بود و ما را هم از بچگی با عبادات ماه رمضان آشنا کرده بودند و به همین اگر کسی روزه نمی گرفت، ناخودآگاه در خانواده بایکوت می شد! این پایبندی به اصول مذهبی درمن چنان رشد کرد که خودم هم وقتی صاحب خانواده شدم، در کنار همسرم که بانویی بسیار پرهیزگار است، سعی کردم بچه ها را نیز با خدا بار آورم. در ماه رمضان سال 1376 علی رغم بیماری قلبی که داشتم و دکتر معالجم تاکید کرده بود:«تحت هر شرایطی باید قرص قلبت را بخوری...» تصمیم گرفتم به هر شکلی شده روزه بگیرم. حتی در پاسخ به اعتراض زنم گفتم:« من از دوازده سالگی تا امروز، یعنی 21 سال تمام، همه روزه هام رو گرفتم، حالا به خاطر دو تا قرص روزه خواری کنم؟ تو نگران نباش خانوم درستش می کنم.» سپس برای اینکه زینت- همسرم – هم نگران نباشد گفتم...
بقیه در ادامه مطلب...
سلام علیکم
رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) را به تمام دوستان تسلیت می گویم.
فـلــك را ركــن ارامـش شـكـسـتـه زمـيـن از اشـك غـم ، در گـل نـشسته
ملائــك جـمـلـه در جـوش و خـروشند خـلايـق جـمـلـه از مــاتـم خـمـوشـنــد
كــنــار بــســتــر بـابـاســت زهـــرا ز غــم دامــانـش چـون درياست زهرا
بـه يـكـسو سـر به دامن بوتراب است ز ديـده اشـك باران چون سحاب است
به سويى مجتبى در شور وشين است دو دستش حلقه بر دوش حسين است
بقیه در ادامه مطلب...
سلام علیکم
با آروزی قبول طاعات و عبادات
در این بروزرسانی قسمت دوم برزخ را برایتان می گذارم. دوستانی که قسمت اول را مطالعه نکرده اند
می توانند در اینجا مطالعه کنند.

ادامه داستان...
مقصودم این جمله است که می فرماید وقتیکه خوردیم چنان لذیذ بود که هیچوقت چنین لذتی را نچشیده بودیم و هر چه هم می خوردیم سیر نمی شدیم ، یعنی باز اشتها داشتیم. انواع دیگر از میوه ها و شیرینی ها آوردند، غذاهای گوناگون با طعمهای مختلف ...
سلام علیکم
موضوع این بروزرسانی در مورد عالم برزخ است. با توجه به اینکه مطلب در این باره بسیار است، مطالب را مرتب کرده و به تدریج در وبلاگ قرار می دهم.
برزخ عالمی میان دنیا و آخرت
برزخ در لغت به معنی پرده و حائل است که بین دو چیز واقع می شود و نمی گذارد این دو بهم برسند. مثلا دریای شور و شیرین در موجند اما خدایتعالی مانعی بین شان قرار داده که هر یک دیگری را نمی تواند از بین ببرد.(سوره الرحمن آیه 19)
این را برزخ می گویند اما به اصطلاح، برزخ عالمی است که خدای عالم بین دنیا و آخرت قرار داده که این دو بوصف خود باقی باشند، عالمی است بین امور دنیوی و اخروی.
حد وسط در نعمتها و نقمتها
در برزخ، دیگر سر درد و یا دندان درد و دردهای دیگر نیست.اینها لازمه ی ترکیبات این عالم ماده اند، اما آنجا عالم مجردات است ولی به صراحت آخرت هم نیست. یعنی برای ....
با سلام و تبريک به مناسبت ميلاد يازدهمين ميوه ي باغ امامت و ولايت، پدر امام زمان«عجل الله تعالی فرجه الشریف»، حضرت امام حسن عسگري«علیه السلام» را به شما دوستان و همچنين به امام عصر«عجل الله تعالی فرجه الشریف» تبريک مي گويم.
اين بروزرساني در ادامه مطلب قبل يعني صراط است و چند عقبه ي باقي مانده اش را قرار مي دهم.
عقبه سوم «الخمس و الزکوة»
اگر کسي به اندازه يک درهم خمس يا زکوة بر ذمه اش باشد همانجا جلوش را ميگيرند. رواياتي که درباره عذاب مانع الزکوة است بسيار، از جمله آنکه مي فرمايند:(اژدها وقتيکه سمش زياد گرديد موهايش ريخته مي شود و در عربي اقرعش خوانند)چنين اژدهايي را خداي تعالي قرار داده که دور گردنش ميپيچد و در روايت ديگر مي فرمايد: زارعي که زکوة زراعتش را ندهد ...
اللهم عجل لولیک الفرج
با سلام و تبریک سال جدید به شما دوستان و همراهان وبلاگ روز بیداری
در این بروزرسانی در مورد «صراط» می نویسم،امیدوارم که نهایت استفاده رو از مطالب ب
برید.
صراط هم از چیزهایی است که اعتقاد به آن واجب و از ضروریات مذهب است.
صراط در لغت به معنی راه است کسانیکه در دنیا بر صراط راست بودند یعنی از جاده مستقیم حقیقت و درستی و دینداری کج نشده اند در آخرت هم از صراطی که روی جهنم است صحیح و سالم رد خواهند شد بعضی مانند برق و برخی مانند اسب سوار و پاره ای افتان و خیزان می گذرند ،تا در دنیا چگونه بوده باشند هر طوریکه در راه شرع سلوک کرده باشند آنجا هم از صراط می گذرند.
از رسول خدا«صلی الله علیه و آله» فرمود فردا که قیامت می شود جهنم را می آورند در حالی که یکهزار مهار دارد و هر مهاری را یکهزار ملک گرفته اند که هزار هزار ملک مامور کشاندن جهنم هستند.فرمود: جهنم نعره می زند و شعله آتش بالا می زند و مثل نگین انگشتر ...
اللهم صل علی محمد وآل محمد(وعجل فرجهم)
با سلام به شما منتظران مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،طبق وعده ای که داده بودم این بروزرسانی هم درمورد زندگی پس ازمرگ است.
عقبه سوم ازعقبه های قبرسوال نکیر ومنکراست
از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: نیست ازشیعه ما هرکه انکار کند سه چیزرا: معراج وسوال نکیرومنکردرقبروشفاعت.
وروایت شده که آن دو ملک به هیئت هولناکی می آیند، صدای ایشان ...
سلام به خوانندگان وبلاگ
همانطور که در مطلب گذشته گفته بودم در این بروزرسانی در مورد عقبه های قبر برایتان می نویسم.
عقبه اول وحشت قبر است
در کتاب«من لا یحضره الفقیه» است که چون میت رابه نزدیک قبر آورند به ناگاه او را داخل قبر نکنند، بدرستی که از برای قبر هول های بزرگ است، وپناه برد حامل آن به خداوند تعالی از هول مطلع و بگذارد میت را نزدیک قبر، و اندکی صبر کند تا استعداد دخول را بگیرد؛ پس اندکی او را پیشتر برد و اندکی صبر کند، آن گاه او را به کنار قبر برد.
در حدیث حسن از یونس منقول است که گفت: حدیثی از حضرت امام موسی کاظم(ع) شنیده ام که در هر خانه ای که بخاطرم میرسد، آن خانه با وسعتش بر من تنگ می شود، وآنست که فرمودند: چون میت را به کنار قبر بری ساعتی او را مهلت ده، تا استعداد سوال نکیر و منکر بکند...
قطب راوندی روایت کرده که: حضرت عیسی(ع) صدا زد مادر خود حضرت مریم(ع) را ...
سلام بر خوانندگان وبلاگ
از امروز می خواهم درمورد زندگی پس از مرگ چند مطلبی قرار بدهم،با امید اینکه چشمانمان باز شود و به فکر توشه آخرت باشیم.منبع مطالب در این مورد کتاب «زندگی پس از مرگ»،تالیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی«ره» می باشد که در صورت نیاز و علاقه می توانید به این کتاب با ارزش مراجعه فرمایید.
مرگ
عقبه اول سکرات موت و شدت جان کندن است
ازسخت ترین سکرات موت،سختی جان کندن است و زمانی که روح از بدن جدا می شود، که اگر دلبستگی زیادی به مال و منال دنیا و خانواده داشته باشد،بسیار سخت است.
شیخ کلینی«رحمة الله» روایت کرده از ...